به نام خدا

بلوچستان فقر فرهنگی یا فقر اقتصادی؟

سالهاست که بزرگان علما وصلحای قوم بلوچ چه در داخل و چه در خارج از موطن خویش  داد سخن از فقر شدید در میان خود می دهند و این ریشه در تعصباتی دارد که گاه و بیگاه گریبانگیر مان می شود. بلوچ در آینه تاریخ از تزلزل شدید اندیشه برخوردار بوده و این نه به علت بی استعدادی و کم هوشی وی است که دلیل عمده آن تعصب خشک و خود بزرگ بینی این قوم است. امروز معادلات جهانی و منطقه ای به گونه ای است که بدون تعامل با دنیای اطراف نخواهیم توانست حقوق حقه خویش را بدست آوریم . برای شنا کردن در دریای مواج کنونی  نیاز به وحدت و حمایت ازکسانی داریم که بتوانند با درایت خویش کشتی طوفان زده بلوچ را به ساحل امن برسانند. و متاسفانه هرگاه فرصتی برای ابراز وجود فرزندان این قوم پیش آمد کسانی از خودمان دانسته یا نادانسته تیشه بر ریشه متفکران صحنه حق و حق خواهی زدند و این مشکل همیشگی تاریخ بلوچ است. در اوایل انقلاب کنونی ایران بسیاری از اندیشمندان خود را رنجاندیم و تهمت کمونیست بودن به آنها زدیم . کسانی که برای پا برهنگان بلوچستان سینه در مقابل تمامی مشکلات سپر کرده بودند خود با شمشیر تعصب و جهل سینه هایشان را دریدیم و چه بسیار اندیشمندانی که رمیدند و رفتند. آنان که مقاومت کردند توسط خودمان کشته شدند تا بدانیم که قوم برادر کش در عرصه بزرگ معادلات دنیا جایی ندارد. بزرگترین مزیت قوم بلوچ طایفه ای عمل کردن آن بود که آن هم بازیچه دست دیگران شد و طوایف به جان هم افتاده بزرگان خویش را به دست خویش هلاک نمودیم. این تاریخ سیاه نیم قرن اخیر بلوچ است.این شد که جهان دانست بلوچ یعنی تفرقه یعنی تعصب خشک یعنی امکانی برای بندگی بی چون و چرا.امروز نیز شرایط کشور ایران و افغانستان به گونه ای رقم خورده که فرزندان این قوم می توانند در هردو کشور قابلیت های خود را به عموم نشان دهند همان طور که در پاکستان بلوچ ها میتوانند ریس جمهور شوند استاد دانشگاه باشند بزرگترین تئوری نویسان سیاست داخلی و خارجی گردند در دانشگاههای معتبر کشورهای اروپایی تدریس کنند و نشان دهند که بلوچ قومی است متمدن که با حفظ اصول اولیه قومی و طایفه ای می تواند بر کرسی قضا در لاهه بنشیند. در این دو کشور نیز شرایط مهیاست. اما باز هم همان فضای سالهای پیش را داریم. امروز جو تفرقه در بین مان خیلی بیشتر از گذشته است. اگر متفکرانی بزرگ در میانمان هستند سعی می کنیم وجهه داخلی و خارجی آنها را خراب کنیم چه خود می خواهیم بزرگ باشیم. دوستان آنچه در جامعه امروز میان تحصیلکردگان ما جاری است بازاری آشفته از تبلیغات سو بر ضد همدیگر است. انتصاب دکتر دهمرده فرصتی مناسب برای مشارکت هر چه بیشتر اندیشمندان بلوچ در اداره استان به دستمان داد. موضع گیری به جای مهندس فروزش و میرمرادزهی  نشان داد که ما  به آن حد از بینش سیاسی رسیده ایم که بتوانیم حق خود را مطالبه کنیم حقی که سالهاست دیگران از خواب غفلت ما استفاده کرده و آن را زیر پا نهاده اند . جای بسی تاسف است که گروهی هنوز از این خواب غفلت بیدار نگشته و به جای مبارزه برای حقوق پایمال شده خود مبارزان را هدف شایعات متعصبانه و جاهلانه خودقرار  میدهند  و کارشان تخریب افراد تحصیلکرده و سرشناس این قوم گشته است  .آنها شاید هنوز به این نکته پی نبرده اند که انتصاب دکتر دهمرده اگرچه بر اساس معیار هایی بوده که قوم بلوچ آنها را غیر قانونی و ظلم اشکار می داند ولی میدان خوبی برای محک زدن سیستانی هاست تا دوستی یا دشمنیشان با بلوچ هویدا گردد واین نشان می دهد که موضع گیری مهندس باقر کرد و هم رایانش جز در سایه حکمت این پیر عرصه سیاست و فرهنگ نبوده است. پس امروز به جاست ما ریشه هایی متحد از یک درخت باشیم و به جای تخریب همدیگر از موقعیت کنونی ………………………….نهایت استفاده را ببریم. تا آخرین فرصت ما نیز به هدر نرو