هفته وحدت رژِیم و ملت بلوچ

 

رژیم جمهوری اسلامی ایران هر سال برای سرپوش گذاشتن تبعیضهای مستمر ملی ـ مذهبی بر ملتهای ایران و فریب آنها "هفته وحدت" برپا میدارد. در این هفته ماشین تبلیغاتی رژيم با هدف گسترش سیاستهای ضدانسانی براه میافتد تا مردم را مسخ نماید.

در این هفته رژيم تلاش دارد تا وجود نوعی وحدت و برابری را در ایران ترسیم کند و از تمایزات واقعی و عینی موجود بین فارس و بلوچ یا غیر فارس، بین شیعه و سنی هیچ سخنی بمیان نمیاورد.

 

برپایی هفته وحدت سال ۱۳۸۵ در بلوچستان از جهاتی مورد تعمیق است. در دو هفته پیش گروه جندالله ۲۲ تن را در منطقه تاسوکی کشت که عکس­العمل­های فراوانی را از سوی دولتمردان رژيم بدنبال داشته است.

در این میان از وزیر کشور تا فرماندهان ناجا و نمایندگانی چون شهریاری ملت بلوچ را بباد انتقاد سخت و مورد حمله قرار داده و بجای وحدت مردم در بلوچستان پدیده سیستانی و بلوچ و نیز شیعه و سنی را در بلوچستان علم کرده و  در رسانه­های رسمی جمهوری اسلامی در سطح وسیعی آنها را انعکاس داده­ شده­اند.

شهریاری نماینده مجلس رژيم در زاهدان در گفتگو (شماره چهار شنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۳۸۵) با خبرگزاری روزنامه انتخاب رژيم به پیروی از مقاله دیروز (جاده وحدت یک طرفه نیست!) در همین روزنامه گفت: همانطور که می دانید اکثریت مردم شیعه و فارس هستند و برای اینکه این شائبه پیش نیاید که «جاده ی وحدت در سیستان و بلوچستان» یکطرفه است، به جاست برادران اهل سنت، سکوت را بشکنند.به خصوص از روحانیون و ریش سفیدان اهل سنت، انتظار بیشتری می رود.

 

شهریاری و دست­اندرکاران رژيم در تلاش هستند بر سیاستهای ضددمکراتیک و تبغیض­گرایانه رژيم سرپوش بگذارند و نابسامانیها و عقب افتادگی بلوچستان را از یکطرفه بودن جاده پیموده شده از سوی ملت بلوچ تلقی کنند. برای هر انسان آزاده و منصف طرح چنین اتهاماتی از سوی رژيم و نوکرانش چون شهریاری از اساس بی­پایه و رد است. فرزندان لایق بلوچ حتی در سرزمین ابا و اجدادی­شان به عمد و باسیاستهای شونیستی آمیخته با شیعه­گری متعصب رژيم از مسائل بلوچستان و مراکز تصمیم­گیری بدور نگهداشته شده­اند. رژيم برای مهار کردن خواستهای دمکراتیک ملت بلوچ دست به ایجاد تفرقه زده و بخشی از سیستانیها را با دادن مقام و منصب اجیر کرده و از وجودشان نهایت استفاده را میبرد. سیاستهای رژيم هیچگاه بر اساس وحدت و ایجاد آن استوار نبوده از اینرو تنشهای موجود در بلوچستان در حال گسترش یافتن هستند.

 

رژيم از وحدت شیعه و سنی، بلوچ و فارس در بلوچستان سخن میگوید ولی رژيم خود، شهریاری­های بومی را اجیر کرده و از آنها میخواهد که زبان رژيم شوند و مسئله شیعه و سنی را طرح کنند تا هر صدا و حرکت حق­طلبانه­ای از سوی ملت بلوچ در بلوچستان سرکوب و بلوچستان جولانگاه رژيم شود. شهریاری نه از مردم بلوچستان بلکه از اهل سنت میخواهد تا سکوت را بشکنند زیرا رژيم جامعه بلوچستان را بین خودی­ها(خودی­ها که فریاد برآورده­اند) و غیر خودی تقسیم کرده است. رژيم در تمامی عمرش ثابت کرده که ملت بلوچ را از خودی­ها نمیداند.

 

چنین سیاستهایی عواقب ناگوار و بسیار بدی را برای بلوچستان بدنبال داشته و منجر به حاشیه رانده شدن ملت بلوچ از مسائل بلوچستان و بروز عکس­العملهای گوناگون شده است. حوادث اخیر را باید از این زاویه مورد بررسی قرار داد تا به ابراز همدردی و یا مخالفت. رژيمهای دیکتاتوری همیشه سرکوب را یگانه راه برای حیاتشان در پیش روی دارند، از اینرو رژيم با زبان قدرت پا به عرصه میدان گذاشته و ملت بلوچ را بجنگ میطلبد. رژيم بخشی از سران بلوچ را که از جنبش ملی در بلوچستان و پتانسیل نهفته در آن شناخت چندانی ندارند بنحوی در اسارت و بردگی قرار داده­ است. به هنگام ضرورت رژيم از آنها برای اجرای سیاستهای سرکوبگرانه در بلوچستان استفاده میکند و آنها را وابسته نگهمیدارد. در بعضی مواقع این وابستگی به رژيم تا به آن حد پیش میرود که راه برگشت علیرغم میل باطنی غیرممکن میشود. بسیج بخشی از این قماش از سران بلوچ به از بین بردن جندالله مورد بارزی است. این افراد میدانند که اگر رژيم با تمام امکانات نظامی در از پای درآوردن جندالله ناتوان است پس تعقیب جندالله در کشورهای همجوار برایشان غیرمقدور است. مضاف بر این جندالله توان انتقام­گیری را از آنها خواهد داشت زیرا جندالله با وجود تلاشهای زیاد رژيم برای مقابله با گسترش نفوذ جندالله در بلوچستان توانسته است نوارهای ویدیویی حرکت خود را در سطح وسیعی پخش کند(پخش فيلم اظهارات عبدالمالك در سطح سيستان و بلوچستان پيش از مرگ ­ـ شماره چهار شنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۳۸۵). بلوچها ادعای رژيم بر کشته شدن عبدالمالک ریکی رهبر جندالله را  دروغ و عجز رژيم میدانند.

 

  

برای سرکوب هر چه بیشتر ملت بلوچ، شهریاری گفت: طبق هماهنگي به عمل آمده قرار است به زودی قرارگاه «قرارگاه خاتم الانبياء»‌ با حضور وزیر محترم کشور افتتاح شود.این قرارگاه عملياتی به فرماندهی فرمانده نیروی انتظامی کل کشور خواهد بود. سرکوب ملت بلوچ به شکل های ترور هم توسط رژيم به اجرای در آمده است که ترور مولوی عبدالمالک ملازهی، کشته شدن مولانا دکتر احمد صیاد از رهبران مذهبی بلوچستان را میتوان ذکر کرد. در دو روز پیش هم متاسفانه سه تن از علمای برجسته بلوچستان بهمراه دو عالم بلوچ دیگر در یک حادثه رانندگی کشته میشوند. در مورد حادثه فوق مردم رژيم را عامل میدانند زیرا این علما از جاسک (شهر بزرگی از بلوچستان که از نظر تقسیمان کشوری ـ اداری به استان هرمزگان واگذار شده است) به زاهدان در راه بودند. آنها برای یک جلسه بزرگ مذهبی ـ ملی به جاسک رفته بودند تا پیوندهای گسسته مذهبی ـ ملی را سامان دهند.  رژيم بدون تقبل تحقیقاتی مسئله کشته شدن سرشناس­ترین علمای بلوچ را یک حادثه رانندگی میداند و نیازی به تفحص نمیبیند. حتی برای وحدت ظاهری در بلوچستان میبایست یک پروسه تجقیق و تفحص برای این حادثه مهم شکل میگرفت، اما خون غیرخودی­ها در نزد رژيم به سرخی رنگ خودی­ها نیست. 

 

شهریاری حتی با گشایش قرارگاه نظامی خاتم­الانبیا خشنود نیست و با برانگیختن احساسات افراطی شیعه-گرایانه چنین گلایه از مراجع تقلید کرد: هر چه باشد تعداد زیادی مسلمان بیگناه در این حادثه به جرم شیعه بودن به شهادت رسیدند. مراجع عظم تقلید که در قبال حوادث کشورهای دیگر، گریبان پاره می کنند کمی هم برای مردم ایران، بالاخص مردم مسلمان سیستان و بلوچستان گریبان پاره کنند.

او میخواهد بگوید ملت بلوچ که سنی مذهب است شیعه کشی براه انداخته و از سنی کشی خبری نیست!!!. اما رژيم نیک میداند که شهریاری در خواب گران است و از پیرامون خود اطلاعی ندارد، زیرا نسل کشی بلوچ یکی از پایه­ای­ترین سیاستهای آنهاست که میزان و شدت آن بستگی به اوضاع و شرایط دارد. ما ملت بلوچ با پوست واستخوان خود این سیاست شوم را از دیرباز است که تجربه کرده­ایم. تا رژيمهای دیکتاتوری چه از نوع شونیستی ـ مذهبی و چه از انواع دیگر بر مسند قدرت هستند، ملت بلوچ و بلوچستان از حقوق خود و وحدت پابرجا برخوردار نخواهند بود.

 

 

بلوچستانءِ راجـی زرمبـش

جنبش ملی بلوچستان ـ ایران

 

چهار شنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۳۸۵