بلوچستان پرس نيوز

Balochistan press News
بلوچستان :
نظامیان پاکستانی با سماجت میخواهند مسایل تاریخی مورد مناقشه افغانستان را با توان
نظامی بر افغانستان بقولانند ، اما غاقل از آنکه افغانستان در امروز غرض راه حل
سیاسی از هروقت دیگر بحل این مسایل امکانات خوبی را دردسترس دارد . پیشنهادات
اعمار دیوار ها بین مردمان وخانواده های که در دو طرف مرز های نام نهاد ( بنام خط
دیورند ) قبایلی که زندگی مشترک دارند . بار دیگر دراین روزها با اردو کشی پاکستان
مورد ناآرامی های نظامی وهجومهای دشمنانه قرار گرفته است که صدها کشته وزخمی از خود
بجا گذاشته است . عملیات پاکستان در بخش قبایلی بلوچستان ، تحت نام ترور یستان
والقاعده به پیش برده می شود ، در حالیکه هدف نظامیان پاکستانی سرکوب نهضتی است که
از سالهای طولانی غرض خود مختاری وحق حاکمیت محدود بلوچها در مناطق شان می رزمند .
پاکستان وایران بحل عادلانه حق حاکمیت این مردمان تن در نمیدهند بلکه آنرا با سر
نیزه وتوپ وتانک وبمباردمانهای وحشیانه نابود میسازند ودراین اواخر بجای برسمیت
شناختن حق حاکمیت بلوچ ها بمقرری چند وزیر بلوچ در کابینه پاکستان میخواهند بلوچها
را قانع سازند که یقینا نمی شوند . ونیز باید گفته شود نهضت بلوچ ها غرض اعاده خود
مختاری که مورد مخالفت ایران وپاکستان است ، دراین اواخراز مرز حاکمیت خود مختاری
درداخل پاکستان وایران به حق حاکمیت مستقل بالا رفته است .
رهبران بلوچ تقاضا های اعمار سرک خطوط مواصلاتی دایر کردن مکاتب وپوهنتونها
وکلینیک ها صحی ، تامین برق وآب وبازار واعمار شهر ها ورواج زندگی شهری می خواهند .
این خواستها دیگر از محدودیتهای قبایلی بیرون گردیده خواستهای اند ، که بحیث
خواستهای بر آمدن از محدودیتهای زندگی قبایلی به زندگی متمدن وشهری است که گامیست
که القاعده وطالبان وبنیاد گرائی اسلامی در آن جائی ندارد . بلوچستان که مورد
خصومت وغضب پاکستان قرار گرفته ، ونظامیان پاکستانی با فرستادن اردو وایجاد قتلگاه
ها ویرانیهای وحشیانه علیه مردم بی گناه بلوچ ، تحت نام القاعده وطالبان همان
سیاستهای توطئه ونیرنگ وزور گوئی است که راه بمنرل نمی برد .
اینکه عملیات نظامی پاکستان در بلوچستان اجرا میگردد مربوط به عوامل جنگ اول افغان
وانگلیس وبخصوص عامل اساسی که امیر شیرعلی خان نمیخواست حضور انگلیسها بر کویته
واطراف آن که مستقیما ، وراه نزدیک اشغال قندهار را باز میکند دارای اهداف
استراتیژیک استعماری انگلیس ارزیابی میگردد . که در اینجا بحث آن گنجایش ندارد .
این اهداف امروز دردسترس پاکستان قرار گرفته است .
با توجه به موقعیت بلوچستان که با امدن استعمار بریتانیوی غرض مهار کردن عبورقشونها
به هندوستان ، وگرفتن وتاسیس پایگاه قوی قوای انگلیسی درمرکز بلوچستان " کویته "
بحیث نقطه آغاز " پالیسی پیشرفت و " بعد ها تحت نام " پالیسی سرحدات بسته " انگلیسی
علیه افغانستان اعمال گردید ، که بلوچستان وتقسیم آن در قلمروهای افغانستان
وپاکستان وایران غرض اشغال مناطق قبایلی مورد اجرا قرا گرفت . " پالیسی سرحدات
بسته " که در مقدمه وقبل ازجنگ دوم افغان وانگلیس پیشرفت وتعرض قوای انگلیس بر
سرزمین بلوچستان آغاز واز آنجا بهرطرف آنرا گسترش دادند . نا گفته نباید گذاشت که
بلوچ ها وپشتون ها در مناطقی سرزمینهای بلوچستان با بلوچ ها زندگی مشترک دارند ودو
مرکز عمده ای آن " کویته " ، بحیث مرکزبلوچستان آنطرف خط دیورند . وقلات مرکز ولایت
زابل در داخل خاکهای افغانستان که از شمال بجنوب به اسقامت ولایت قندهار وسپین
بولدک در سرحد افغانستان وکویته در جنوب بطرف خلیج فارس وآبراه بین المللی خلیج
متصل میگردد . مناطقی بلوچ نشین ها وپشتونها را می سازند . که در استراتیژی سرحدات
بسته قدمه اول مورد توجه انگلیس اشغال این مناطق بوده ، که مورد نارضایتی امیر شیر
علی خان قرار گرفت وهم همین اوان است که به تحریک انگلیسها منازعات سیستان وفرستادن
قوای ایرانی بهرات متصادف است . وانگلیس ها بتعرض علیه افغانستان بدون هیچ دلیلی
تنها به ادعای جلوگیری از تجاوز روسها بتعرض علیه دولت مستقل امیر شیر علی خان
پرداختند وبحران افغانستان را تا امضای معاهده دیورند زنده نگهداشتند .
این مناطق از کویته بشمال کمربند قبایل پشتون واز کویته به جنوب الی خلیج با اکثریت
قوی بلوچها وپشتونهای که فرق بلوچ وپشتون شان مشکل است منطقه وسیعی را درتصرف دارند
که از اهمیت استراتیژیک نه تنها برای پاکستان وایران ، بلکه برای افغانستان نیز
مناطق حیاتی اند .
این مختصر را بخاطری لازم دیدم اینجا ذکر کنم که اهمیت استراتیژیک تصرف کامل
بلوچستان برای پاکستان از چه اهمیتی برخوردار است وهم ایرا ن دراین منازعه
عملیاتهای پاکستان علیه بلوچها را صحه میگذارد ، که نمی خواهند مناطق وسیعی بخش
بلوچ نشین در امتداد سرحد با افغانستان وامتداد سواحل خلیج را از دست دهند .
با تاسف عده ای تحت نام راه حل های منازعات سرحدی دوامدار افغانستان با پاکستان
برسر خط نام نهاد دیورند ، مطالبی کرونولوژیکی را باز خوانی میکنند واز دانشمندانی
نیز تصادیق ارائه میدارند وواگذاری وتعین سرحدات را با پاکستان بطور ناشیانه توصیه
مینمایند : که گویا این مدعیان وتاج وتخت وطرفداران نظریه پشتونخواه اند که مسئله
وحدت پشتونها را در مقابله با مردمان وسایر اقوام وزبانهای افغانستان ، تحت نام "
ملت تاجک " که نام خود ساخته است قرار دهند ، وهم باید گفت که این ملت در قلمرو
حاکمیتی دولتی بنا م " تاجکستان " زندگی مستقلی ودولتی مستقل ودارای زبان تاجیکی
اند . هزاره ها وازبکها وترکمن ها وپنجشیریها ونورستانیها ، بلوچها وپشتونها وغیره
قبایلی اند درحدود قلمرو های حاکمیت دولتی تحت نام افغانستان زندگی وکار ومبارزه
دارند . اینکه همه این اقوام دارای زبانهای متعدد رادر یک صف بحیث تاجکان ، دانسته
ودربرابر اقوام پشتون قرار دادن ، داعیه ما افغانها نیست ، بلکه برعکس ، بدست
دشمنان مردم ما به آن دامن زده می شود . وهم عده ای فهمیده یا نافهمیده چون بمزاح
شان برابر است . بدان میپردازند .
وهم این عده میخواهند که سخاوتمندانه داعیه مردمان دوطرف مرز های خط دیورند را از
کیسه خویش بطرفی مدعی گردند وقضیه را حل شده اعلان نمایند ، داعیه پشتونها وبلوچها
داعیه اقوام وقبایلی است که در خاکهای وسرزمینهای آبائی واجدادی خودشان ، زندگی
دارند ومیخواهند ، خودشان سرنوشت خودرا در قلمروهای حاکمیت خویش تامین نمایند . طرح
های از قبیل تاسیس مکتب خوشحال خان ، ریاست ووزارت قبایل وپروگرامهای چندساعته ای
رادیوئی وتیلویزیونی یا راه اندازی روز پشتونستان یا عملیاتهای نظامی ، تحت نام
القاعده وطالبان وتروریزم نمی تواند راه حل منازعه این مردمان دربین سه کشور
افغانستان وپاکستان دروحله اول وبعدا ایران باشد . دولتها ی افغانستان وپاکستان
همیشه خواسته بنوعی قبایل را با خود داشته باشند ، پالیسی استعماری انگلیس که
پاکستان بحیث میراث خوار آن با تاسیس بازار ها خطوط مواصلاتی ، شهر ها ومکاتب
وپوهنتونها وشفاخانه ها تامین نسبی آب وبرق وزندگی شهری ومزایای تمدن امروزی را به
تناسب افغانستان دربین قبایل بوجود آورده است ، وقبایل بیشتر درساحه اداره قلمروهای
پاکستان آسوده گی خودرا می بینند . اما این بدانمعنی نیست که امکانات وتسهیلات
بوجود آمده در حمایت وتحت نظارت اداره پاکستان تنها کافی است وهم می تواند قناعت
قبایل را فراهم آورد ، به هیچصورت نمی تواند ونتوانسته است . مسئله اساسی که
امروز، قبایل به آگاهی آن رسیده اند . همه انکشافات ومزایای تمدن امروز را در
قلمروهای سرزمین های خود بطور آزاد ومستقل با روابط نیک با افغانستان وپاکستان
طالب اند . دیگر قبایل میخواهند ازحصار های زندگی قبایلی به زندگی شهری ومتمدن و
ازاد بر ایند ونمی خواهند مثل گذشته زندگی کنند .
این گفتار کوتاه فوق بمعنی نظریه یا تئوری حل منازعات با پاکستان بهیچصورت نمیتواند
باشد ، بلکه بر عکس خواستم توجه را به این مسئله معطوف دارم که برخلاف بعضی نظریه
پردازان حل یکجانبه ای مسایل مورد اختلافات سرحدی با پاکستان ، بطوریکه در محدودیت
های نظری وتنگ نظرانه تحت نام های مختلف طرح میگردد ، مسئله ساده نیست وبهتر است ،
دانسته شود که دولت افغانستان در سایه امکانات مساعدی که در قبال مسایل افغانستان
بوجود آمده ، دولت موجود که مورد حمایت امریکا قرار دارد ، بمطالعه راه ها وامکانات
بیرون رفت ، وهم امکانات راه تجارتی وهم موجودیت قبایل بحیث مردمانی دارای حق
حاکمیت در سرزمینهای شان ... وده ها مسئله دیکر را توسط کارشنا سان وخبرگان امور
افغانستان ، بحیث استراتیژی دراز مدت ، حل قضایای سرحدی وحیاتی افغانستان مطرح
وجواب بیابند !! وبطور تدریجی ودوامدار وبا تامین حمایت بین المللی واحترام بحقوق
وآزادی های این مردمان ، پیش بین وبطور صلح دوستانه واز طریق مذاکرات دوجانبه وسه
جانبه وچند جانبه به پیش برند . نه به لجاجت ودشمنی . نادیده گرفتن واز بین بردن
آن پیشنهاد جناب کرزی راکه در برابر دیوار سازی جنرال مشرف ژست عاقلانه ومفید وخوب
میدانم . اما اینها نمی تواند کلید حل مسئله باشند ، اما میتواند مجموعه ای ازاین
سیاستها وروشها وفشار های دپلوماتیک وسیاسی واقتصادی ، کشور های جهانی ، بجای
عملیاتهای نظامی خشن ، راه های همکاری مصلحت جویانه را ، یکی درپی دیگر بوجود آورد
. که درثبات افغانستان بحیث کشوری درسر راه همکاریهای اقتصادی وتجارت ، بکشور های
ثروتمند آسیای میانه ، وهم افغانستان بحیث کشورهمکارتجارتی ودوست قبایل و پاکستان
هردو متصور وممکن است ، تا منازعه
سرور منگل