بمپور

 

بخش بمپور در چهار صد كيلومتري جنوب غرب زاهدان واقع و از توابع شهرستان ايرانشهر مي باشد ،بمپور كه در قديم به تمام وسعت شهرستان ايرانشهر فعلي اطلاق مي شد ، در شهريور 1314بموجب تصويب نامه هيات وزيران نام بمپور به ايرانشهر بدل گرديد .در قديم الايام اين محل را بن پهل     ( شهر آخر ) مي ناميده اند و اين وجه تسميمه به دليل آن بود كه بن پهل آخرين شهر در قلمرو اشكانيان در شاهراه كاروان رو بسوي هند بوده است . در بعضي از كتب تاريخي از بمپور و قلعه آن به نام تمپتوح  نام برده شده است كه اين وجه تسميه با توجه به تركيب دو كلمه تومپ ( تپه ) و توح ( بزرگ ) در زبان بوميان اينجا تپه بزرگ معني   مي دهد و اين نامگذاري به سبب قرار گرفتن ارگ حاكم نشين آن بر فراز يك تپه بزرگ است .

در تاريخ باستان شناسي بلوچستان غربي ، سه تپه، بمپور ، چاه حسيني و خوراب از مهمترين محوطه هاي باستاني و مسكوني بوده اند كه در اين بين بمپور همواره مهمترين منزلگاه در اين ناحيه بصورت حلقه واسطي مناطق تمدني پيرامون خود ( تمدن هاي نواحي داخلي ايران ، تمدن هاي سند و هند ) را در زمينه هاي بازرگاني ، اجتماعي و فرهنگي به يكديگر پيوند مي داده است .

به استناد پاره اي از نوشته ها بمپور به عنوان مركز پورا در زمان كوروش كبير در فاصله سالهاي  (530-559 ) قبل از ميلاد تحت سلطه وي بوده است .

از جمله مهمترين وقايع تاريخي اين منطقه قبل از حمله اعراب عبور لشكر اسكندر مقدوني از اين ناحيه و نجات آنها به علت آبادي منطقه در عبور به سمت نواحي داخلي ايران در بازگشت مصيبت  بار از صحاري بلوچستان پس از پايان حمله به هند بوده است .

 

قلعه بمپور- يادگارساسانيان- قلب بلوچستان         عظمت فروريخته - خفته دربوته فراموشي

 

قلعه بمپور معروف ترين قلعه در سرتاسر بلوچستان است،اين قلعه بر روي يك تپه ساختگي كه بدون ترديد خاك آن رااز جاهاي ديگر آورده اند بنا نهاده شده است.قلعه به صورت دو تكه ساخته شده كه ازنظر ارتفاع با هم يكسان نيستند.

صحن پايين كه درب ورودي در ديواره شرقي آن قرار گرفته و برجهايي چند نيز آن را احاطه كرده اند مقر ساخلو منطقه مسكوني و نظامي بوده علاوه بر اين اصطبل اسب هاو يك نقب براي فرار از محاصره ها هنگام تسخير قلعه از سوي مهاجمان و يا جهت يورش از پشت و شبيخون زدن به نيروهاي محاصره كننده قلعه استفاده مي گرديده است درآن قرار دارد.قسمت فوقاني قلعه ارگ و حاكم نشين بوده كه بلندي تپه اش از صحن پايين بيشتر و نفوذ به داخل ارگ براي مهاجمان به علت بلندي و شيب تند تپه ي آن كار ساده اي نبوده است .در ديواره ي اطراف قلعه ده برج دفاعي قرار داشته است.

ارتفاع تپه قلعه به اعتقاد هانري پاتينجر كه به سال 1810 ميلادي ان را ديده است حدود يكصد يارد و محيط قاعده آن هشتصد يارد است.(هر يارد برابر 92 سانتي متر)

تاريخچه قلعه

در زمينه قدمت قلعه نظرات متفاوتي بيان شده است .

پاتينجر نظامي انگليسي  به روايت از بوميان منطقه چنين آورده است:

((افسانه و روايت عاميانه اي در ميان مردم حاكي است  هنگامي كه ارتش عظيمي از گبرها(زرتشتي)از اين راه عبور مي كرد فرمانده انها به سواران دستور داد تا توبره اسبان را از خاك و گل پر كرده و روي هم بريزند تعداد سواران آنچنان زياد بود كه وقتي خاكها را بر روي هم انباشتند تپه ي فعلي به جاي ماند))

فرانسوا بالسان سياح ،جهانگرد و معاون آكادمي ماورا  درياهاي فرانسه كه به سال 1335 ه.ش قلعه بمپور را ديده معتقد است:آثاري كه من در قلعه بمپور بدست آوردم ، طبق نظر متخصصان موزه لوور فرانسه اقلا مسبوق به دوره ساسانيان تشخيص داده شد.

تحقيقات وكاوش هاي علمي خانم دكتر بئاتريس دكاردي در تپه ي باستاني بمپور كه به لطف شناسايي اوليه ي اين نقطه ي باستاني به وسيله باستان شناس  پر كار مجاري الاصل انگليسي مارك اورل اشتين صورت گرفت ثابت كرده از دوران ما قبل تاريخ كانون هايي در دشت هاي بمپور وجود داشته است.

دكاردي معتقد است اشيا  و ظروف بدست آمده در تپه ي باستاني بمپور از نظر تاريخي تمدن اوليه سرزمين بلوچستان غربي را در بمپور ثابت مي كند كه به منزله ي واسطه اي ميان تمدن هاي غربي ايران و تمدن هاي سند پاكستان بوده است .سفالهاي بدست آمده در بمپور كه به عقيده دكاردي مسبوق به تا 2700 سال ق.م هستند ، نشان مي دهد اين مكان پيش از تاريخ در نتيجه ي خشك شدن تدريجي از آبادي افتاده است در حاليكه سابقا بسيار آباد بوده و جمعيت زيادي در خود جاي مي داده است و ارتباطات فرهنگي نيز با ساير محوطه هاي پيرامون خود داشته است.

شباهت بناي قلعه بمپور با ساختمانهاي دوره ساساني منطقه (قلعه دختر و      قلعه ي بم در كرمان) نشان مي دهد كه تاريخ اوليه اين قلعه مي تواند تا دوره ساساني عقب برده شود.

عده اي بدون هيچ گونه دليل و مستندات تاريخي قلعه را مسبوق به دوره ي افشاريه و حتي نزديكتر از آن دوره قاجاريه معرفي كرده اند اما شواهد امر بناي آنرا كهن تر از اين زمان ها معرفي مي كند . ذكر يك نمونه از حوادث مربوط به دوره صفويه بي اساس بودن چنين ادعايي را به راحتي ثابت مي كند.

 

احمد علي خان وزيري در تاريخ كرمان مي نويسد:

((گنج علي خان حاكم مقتدر صفوي با هجوم به بلوچستان به سال 1022 ه.ق ملك شمس الدين ولد ملك دينار از نژاد صفاريه سيستان كه دارالملكش قلعه بن فهل بود را در قريه كوچ كردون شكست داد ملك به ناچار به قلعه تحصن جست  سپاه گنجعلي خان قلعه را در محاصره گرفت پناهندگان به قلعه پس از دو ماه پايداري تسليم شدند. بنا بر اين ملك شمس الدين را به پايه سرير اعلي شاه    نزد عباس فرستادند و رياست آن ديار به ملك ميرزا واگذار شد .))

اهميت تاريخي و موقعيت نظامي قلعه

پاتينجرانگليسي(  متخصص قلاع نظامي)   ضمن تمجيد از قلعه بمپور معتقد است كه اين قلعه به مناسبت وضع نظامي خاص خود مي تواند در قبال بزرگترين قشون مقاومت كند.

بالسان در سياحت نامه خود آورده است.

محل قلعه را بالاي تپه مزبور برحسب تصادف تعيين نكرده  بلكه منظور استراتژيك داشته اند زيرا آن تپه طوري به اطراف مشرف مي باشد كه محال است يك مهاجم بتواند به قلعه بمپورنزديك شود بدون اينكه به نظر مدافعين برسد به همين دليل وي معتقد است قلعه بمپور يكي از قلاع نظامي قديمي و مهم آسيا و از بزرگترين قلاع خاورميانه است.

سروان جنگينز در توصيف قلعه بمپور نوشته است:

در بمپور قلعه اي بسيار خوش بنا به ارتفاع صد پا به چشم مي خورد اين قلعه در 3 مايلي رودخانه است كه از نظر سوق الجيشي حائز اهميت فراوان است و به خاطر آن جنگهاي خونين زيادي بر پا گرديده است.

قلعه بمپور در تاريخ گذشته بلوچستان همواره استوار ترين پناهگاه براي قوي ترين روساي بلوچ بوده واز نظر نظامي و تسخير نا پذيري حائز اهميت بوده است  به همين دليل بارها در زمانهاي مختلف و به خصوص در دوره ي قاجاريه به دفعات محاصره و بمباران شد .

خونبار ترين حملات به بمپور و قلعه آن

پس از پايان حكمراني ملك دينار كه علاوه بر علم و خرد مطلق العنان و متكبرانه بر مكران تسلط داشت و اين سلطه را ارزاني خداوند به خود تلقي مي كرد به گونه ي كه بر نگين انگشتري اش اين بيت نقش بسته بود :

خداوند جهان را گر نبودي ملك بسياري                                                                       ندادي كيج و مكران را چنين ارزان به ديناري

وقتي نوبت حكمراني به ولد ملك دينار به نام ملك شمس الدين رسيد در سال 1022 ه . ق گنجعلي خان حاكم مقتدر كرمان ماموريت يافت تا قلعه بن پهل را تصرف كند ، در اين ميان ملك براي دفاع  در حوالي قريه كوچ گردون با سپاه كرمانيان در آويخت اما تاب مقاومت نداشت و نا چارا به قلعه مستحكم خويش پناه جست و گنجعلي خان پس از دو ماه محاصره و پايداري ساكنان آن قلعه را مفتوح و رياست آن ديار به ملك ميرزا واگذار و ملك شمس الدين به همراه فرزند ديگرش گروگان عازم اصفهان شدند .

لشكر كشي پير محمد خان بيگلر بيكي هرات و اصلمس خان از فرستادگان نادر شاه افشار و نبرد بي امان آنها با تفنگچي و جماز سواران بلوچ تحت فرمان ملك شپر خان حكمران بمپور در محلي موسوم به چيل نادر ، هر چند كه با شكست سپاه بلوچ و محاصره قلعه انجاميد اما پس از ناكامي در تصرف قلعه ، سپاه فرستادگان نادر نا چارا به سوي ديگر نواحي بلوچستان حمله ور شدند .

   همزمان با شورش آقاخان محلاتي و حمايت محمد علي خان حاكم بمپور از او در سال 1257 ه.ق زماني كه حبيب اله خان شاهسون امير توپخانه به آن يورش برد صدمات زيادي را متحمل گشت كه بلوچ ها هنوز هم آن واقعه ي خونبار را درحافظه تاريخي خود از ياد نبرده اند .

اين قلعه كه تسخيرش به منزله از كار انداختن قلب بلوچستان بوده آخرين بار به سال 1307 ه.ش توسط نيروهاي شرق و جنوب به سركردگي سرتيپ امان اله جهانباني در دوره ي پهلوي اول به توپ بسته شد و بدين ترتيب قلب بلوچستان پس از قرنها به ضرب توپ و خمپاره از تپش افتاد.

قلعه اي كه در برابر عظمت و تسخير ناپذيري اش تمام باجگيران فاتح دست كم يك بار مزه تلخ شكست را پاي آن چشيده اند و روزگاري هر گوشه اش عظمتي داشته كه بيانگر اقتدار و رازهاي نهفته بسياري است مي رود كه به سرنوشت محتوم همان كساني بپيوندد كه جز درد رنج براي مردم بلوچ چيز ديگري را به يادگار نگذاشتند ، كساني كه امروز در لابلاي تاريخ خفته اند  مي رود كه     قصر شان نيز چون نامشان رفته رفته با بادها و طوفانهاي تند و رگبارهاي سيل آسا فرو  ريزد   و از خاطر ها محو  شود .

يادگار ساسانيان  قلب پر حادثه بلوچستان امروز عظمتش فرو ريخته و خفته در بوته فراموشي هر ساله در اثر آب شستگي وباد به ريگهاي روان صحرا  مي پيوندد.اما عظمت گذشته اش از دور چشمان هر بينده علاقمند به هويت و ميراث گذشتگان را به  خود جلب مي كند .

            

بمپور درطول تاريخ بعنوان يكي از باراندازهاي مهم ومنزلگاه هاي اصلي در ناحيه پهل وپهره به صورت حلقه ی واسطي مناطق تمدني پيرامون خود رادرزمينه هاي بازرگاني، تجاری ،اجتماعي وفرهنگي به يكديگر پيوند مي داده وهمواره داراي تمدن درخشاني بوده است. تحقيقات وكاوشهاي باستان شناساني چون مارك اورل اشتين وبخصوص خانم دكتر بئاتريس دكاردي در تپه باستاني غرب قلعه بمپور نشان مي دهد،نخستين استقرارها دربمپورازجانب مركز وجنوب فلات ايران درهزاره چهارم قبل ازميلاد اتفاق افتاده است. به عقيده دكاردي دشت هاي بمپور،سرتختي وخوراب ازمهمترين كانونهاي ماقبل تاريخ دراين منطقه اند .بمپوربعنوان يكي ازكهن ترين مناطق سكونتي بلوچستان ايران به استناد پاره ی از نوشته ها به عنوان مرکز پورا در زمان کوروش کبیر در فاصله سال های ( 530 – 559 ) قبل از میلاد تحت سلطه وی بوده  و   براي ساليان دراز (تاسال1300هجري قمري ) مركز حكومتي به شمار مي رفته است. اهميت بمپور دربلوچستان ايران به حدي بوده  كه بعنوان مركزحكمراني بلوچستان بارها مورد حمله قرار گرفته وتسخير قلعه ودژمستحكم آن به منزله ازكارانداختن قلب بلوچستان قلمداد مي شده است.

در سال 1022 ه.ق گنجعلي خان حاكم كرمان ماموريت يافت قلعه بن فهل راتصرف كند  در اين زمان ملك شمس الدين ولدملك دينار درحوالي قريه كوچ كردون باسپاه كرمانيان درآويخت اماتاب مقاومت نداشت به قلعه پناه  جست وگنجعلي خان پس از دو ماه محاصره قلعه وپايداري ساكنان آن ،قلعه را مفتوح ورياست آن ديار را  به ملك ميرزا واگذاركرد

قلعه بمپور به خصوص دردوره قاجاريه بارها محاصره وتوپ بسته شد كه فجيع ترين آن درزمان فرار و طغیان  آقا خان محلاتي درسال1257ه.ق زماني رخ داد كه حبيب اله خان شاهسون امير توپخانه آن رابه مدت ده روز محاصره كرد  و حملات مرگباری بر علیه بلوچ ها تدارک دید که تا امروز بلوچ ها با بیان لفظ قجر آن فجایع دردناک را در حافظه تاریخی خود حفظ نموده اند .

براي آخرين باربمپوروقلعه آن در زمان طغیان سردار دوست محمد خان بارکزایی  به سال 1307 ه.ش توسط نيروهاي شرق وجنوب به سركردگي امان اله جهانباني موردحمله قرار گرفت وبه توپ بسته شد،بدين ترتيب قلب بلوچستان پس از قرن ها اقتدار به ضرب توپ وخمپاره از تپش افتاد.

 نام تاریخی بمپورکه روزگاری به تمام وسعت شهرستان ایرانشهر فعلی اطلاق می شد ، در شهریور 1314 بموجب تصویب نامه هیات وزیران به ایرانشهر بدل گشت و پس از آن شهر تاریخی و قلب بلوچستان، بن پهل باستانی ( بمپور ) از خاطرها محو و به بوته فراموشی سپرده شد .

احمد آچاك دانش آموز سال دوم علوم انساني  دبيرستان دانش بمپور