محمد خان بلوچ   
 

محمد خان بلوچ :

محمد خان بلوچ یکی از فرماندهان سپاه محمود افغان بود که با تدبیر و اندیشه جنگی بالا توانست جای خود را در رده های بالای مملکتی در زمان محمود افغان حفظ کند. وی با ارائه تاکتیکهای جنگی خوب توانست در جنگهای بسیاری به کمک سپاه افغان بیاید. فتح اصفهان و شیراز و بسیاری دیگر از بلاد ایران در زمان محمود از محمد خان بلوچ فرماندهی لایق ساخته بود.  با قتل محمود افغان توسط اشرف و پادشاهی اشرف محمدخان که یکی از شجاع ترین فرماندهان بلوچ به حساب می آمد مورد سوئ ظن قرار گرفت ولی ترس اشرف از قیام بلوچها بر علیه وی مانع از قتل این فرمانده بلوچ گردید.  بنابراین محمد خان به عنوان سفیر ایران در اروپا و عثمانی از خاک ایران خارج شد و دیگر متحدان بلوچش منجمله آزاد خان نیز با حکمی امارت آذربایجان را بر عهده گرفت. بدین ترتیب اشرف با دور کردن سپاه بلوچ از گرد خویش می خواست قدرت قوم بلوچ را در مرکز ایران کاهش دهد. وی بسیاری از سپاهیان ناراضی را به بلوچستان بازگرداند و سران بلوچ که به بلوچستان آمده بودند در پی فرصتی برای انتقام بودند. این فرصت با قیام نادر شاه افشار بر علیه افغانها بدست آمد. بلوچهای بسیاری گرد نادر جمع شده افغانستان فعلی بلوچستان و خراسان به زیر سلطه نادر در آمد.سپاه نادر به پشتوانه قوم بلوچ به اصفهان حمله کرد و حکومت افغانها را در هم کوبید. شکست دولت افغان در ایران باعث بازگشت محمدخان بلوچ از عثمانی به ایران گردید. محمد خان که همرزمانش در سپاه نادر خدمت می کردند بی هیچ هراسی به دربار نادر رفت و نادر که از وفادراری به عهد قوم بلوچ آگاه بود و خود داماد بلوچها نیز بود محمد خان را با آغوش باز پذیرفت و حکومت کهگیلویه و بویر احمد را به وی سپرد. محمد خان مدت مدیدی در آنجا حکومت کرد تا اینکه در سال 1144 هجری قمری سپاه نادر در جنگ کرکوک از ترکان عثمانی شکست خورد و عقب نشینی نمود. این شکست بازماندگان صفوی و افغانها را به فکر شورش و اغتشاش انداخت به گونه ای که ابوافتح خان حاکم شوشتر در زمان صفویه و افغان به پیش محمد خان بلوچ رفته و او را با چرب زبانی فریب داد. ابوالفتح خان به محمد خان گفته بود در جواب نامه نادرشاه افشار که طلب کمک و سپاه نموده است برایش بنویس که من خود باید شاه ایران باشم و تو لیلقت پادشاهی را نداری. محمد خان نیز تحت تاثیر حرفهای ابوالفتح خان شوشتری قرار گرفت و در نامه ای تند به نادر شاه نوشت تو گدا زاده ای بیش نبودی و اگر قرار بود با 300 خانوار افشار به پادشاهی برسی در همان افغانستان افغانها کار تو را تمام می کردند. و ایل تو نابود می شد. به حق سزاوار پادشاهی منم که بیش از 80000 خانوار بلوچ از دریا گرفته تا سند و هند از قوم من تورا حمایت می کنند. این نامه باعث شد تا نادرشاه با سران بلوچ و به خصوص احمد خان درانی وزیر اعظم خویش مشورت کند. احمدخان که مردی زیرک بود می دانست حکومت بلوچ بر خاک ایران در قالب حکومت افشاریه برقرار است چه اکثر ولایات ایران والیانی بلوچ داشتند پس به نادر گفت که ما طوایف بلوچ با تو عهد کرده ایم و آن زمان محمد خان در عثمانی بوده است. بلوچ اگر سرش برود عهدش نمی رود. محمد خان تحت تاثیر بازماندگان صفوی و افغانیه قرار گرفته و اگر آنان از اطرافش دور شوند قائله وی خاتمه خواهد یافت. نادرشاه با وعده و وعید اطرافیان محمد خان را از دورش پراکنده نمود و سپس به گیکیلویه مقر حکومت محمد خان حمله برد . محمد خان که دوستان قدیمش در شیراز بودند به شیراز رفته جنگی بزرگ در اطراف شیراز در گرفت. نادر با سپاهیان بلوچش بر محمد خان بلوچ غلبه کرد و محمد خان که بسیاری از اطرافیانش به وی خیانت کرده بودند راه لار را در پیش گرفت. نادر به لار نیز حمله کرد و جنگ و گریزهای متوالی بالاخره محمد خان بلوچ در جزیره کیش دستگیر شد. وی را به محل حکومت نادر بردند و نادرشاه افشار پس از مدتی وقتی دید محمد خان سخنان وی را نمی پذیرد محمد خان بلوچ را از دو چشم کور نمود. محمد خان بلوچ 3 روز پس از کور شدن توسط نادر در گذشت.  محمد خان بلوچ شاید اولین بلوچی بود که به جای یاغی گری به فکر سلطنت ایران افتاد ولی براستی از قوم خویش آگاهی چندانی نداشت.

http://www.balouchkhansolukian.persianblog.com/