چند سوال

نيما فلاح پور

1- دوستان بلوچ از حرف من كه كلمه اي در مورد اين قوم به كار برده بودم دلخور و ناراحت شده اند قبل از هر مساله اي بايد عذرخواهي كنم از اينكه اينگونه رك نظر خود را به همه افراد اين قوم تعميم داده ام ولي در اين مورد بايد نكاتي را نيز بيان كنم . برادران بلوچ متاسفانه از فقر فرهنگي ناشي از محروميتهاي چندين ساله رنج فراواني ميبرند ولي هيچ گاه انديشمندان و متفكران اين قوم كه بسيار انگشت شمارند نتوانسته اند تاثير مثبتي بر اين فقر فرهنگي بگذراند .عدم رعايت قانون تنها به صرف اينكه اقليت هستند و به آنها بها داده نمي شود دليل خوبي نيست ولي برادارن بلوچ در بسياري از موارد از چنين برهاني استفاده مي كنند .
چند سوال از برادران بلوچ دارم كه اميدوارم به صورت منطقي پاسخ دهند. تمامي اين سوالات واقعيات تلخ جامعه بلوچ ايران است كه خواهشمند است از جوابهايي نظير كي مولوي گفته و كي اينكار انجام شده بپرهيزيد و تنها نظر خود را بيان كنيد .
آيا وجود كاروانهاي قاچاق و شرارت را مي توان تكذيب كرد؟ عبدالمالك ريگي به عنوان يك بلوچ جه جناياتي را مرتكب شده است ؟
چرا جوانان بلوچ به قدرت مالك مي نازند و هركجا كه مي نشيند از او به عنوان كسي كه در مقابل حكومت ايستاده نام مي برند؟
اسامه بن لادن و ملا عمر به عنوان سركردگان تروريسم در برهه اي از زمان تبديل به رهبران محبوب جامعه بلوچ نشين ايران گرديده بودندو عكسهاي آنان بر در و ديوار مغازه ها و ماشينهاي بلوچها آويزان بود.
تربيت نيروهاي وهابي در مسجد مكي و ساختن مسجد از پول قاچاق آيا از نظر شما كار درستي است؟
در گدامين زمان برادران بلوچ در مقابل حرفهاي مولوي ايستادگي كردند و حرفهاي بعضا اشتباه ايشان را گوشزد كردند ؟
چرا وقتي مولوي ميگويد قاچاق بفروشيد و ... ولي نماز خود را بخوانيد هيچكدام از روشنفكران بلوچ حرفي نزدند؟
چرا هنگامي كه مولوي دختر 9 ساله را به عقد خود در آورد روشنفكران بلوچ زبان به دهان گرفتند؟

سوالات در اين زمينه بسيار است .باز هم اعلام ميكنم قوم بلوچ در محروميت به سر ميبرده و ميبرد ولي اين محروميت ريشه اصلي آن بهخود اين قوم و رفتار روشنفكران و مولوي هاي اين قوم برميگردد.
2 - ماجراي فيلم پخش شده از بازيگر تلويزيون را حتما همه شنيده ايد و در اين مورد مطالب زيادي خوانده ايد. نكته جالب و مشترك در تمام مطالب نوشته شده اين بود كه همه پسر را مقصر قلمداد مي كردند و در پي اين بودند كه به ترتيبي بازيگر مربوطه را كه در اين فيلم هم نقش خود را به خوبي ايفا كرده بود تبرئه كنند . خواندن اين مطالب مرا به ياد حكايت جالبي از ملا نصرالدين انداخت كه روزي خر ملا را دزد ديده بودند و همسايگان همه ملا را ملامت مي كردند كه چرا خر را محكم نبسته بودي چرا در خانه را نبسته بودي و .... ناگهان ملا عصباني شد و فرياد بر آورد مثل اينكه بيگناه ترين فرد دزد خر بوده است . حال در اين جريان مثل اينكه بيگناه ترين فرد خود خانم بازيگر يوده است و تمامي افرادي كه فيلم را ديده اند و پسر مربوطه و ... همه گناهكار.
بايد از خانم بازيگري كه با بازي در دو سريال آبكي اينگونه معروف ميشود پرسيد چرا هنگامي كه فيلم ميگرفتي فكر اين موقع را نمي كردي؟
ايكاش در داوري هايمان از احساسات استفاده نمي كرديم
3- از چندمين مرحله بازجويي نيز جان سالم به در بردم . همچنان پرونده وبلاگ قبلي مفتوح و قاضي پرونده به دنبال راهي براي محكوم كردن اينجانب. اميدم تنها به رحمت پروردگار است.