سر نخ تحـمـيـلات غرب در خاورميانه
هـ . س. براهوئی (الس پهره ای)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غرب و آمريکا پيش از يازدهم سپتمبر برای در دست داشتن بازار و کنترل بر منابع اقتصادی خاورميانه و باختر نزديک، بطوريکه بر همگان آشکار است، به هر دو جنبشهای اسلامیء سنی و شيعه کمکهای بيدريغی کردند. اين جنبشها که قبلا پايگاههائی نيمه علنی و مخفی داشتند، با کمکهای غربيها نه تنها علنی شدند، بلکه بجز پايگاههای استوار نگهداشته شده ای در پاکستان، صاحب دو حکومت در تهران و کابل نيز گرديدند. در آنزمان موضوع فقط فروريختن شوروی بود. وگرنه ظاهرشاه و محمدرضاشاه برای غرب بهترين غلامان بودند. آنها به ملاهای سياسی و معتاد به جاه طلبی حقوقی برابر با يک کارگر ماهر ماهيانه پرداخت ميکردند. برای هر ملايی مسجدی تزئين داده شده و رنگارنگ ساختند که با صدقهء مردم پادشاهیء مسجدی را داشته باشند و با حرفهای عجيب مردم را  از منطق و تعقل بدور نگهدارند تا هم به خود و هم به غرب کمک نمايند.
هرکجای خاور ميانه پادشاه يا رئيس جمهوری کمی از فرمان غرب ناآگاهانه خطا ميرفت، غرب به ملاهايش فرمان ميداد از منبرها عليه خطاکار نعره برآورند و يا مردم "بيچاره" را مثل اسبهای وحشی با دهان کف کرده به خيابانها بکشانند تا نعرهء اله اکبر سر دهند.
زمانیکه غرب دريافت ملاها بهتر از پادشاهان و جمهوریهای وابسته ميتوانند بر مردم ناآگاه "نگهداشته" شده حکمرانی کنند، با يک تير دو نشان را هدف گرفت. 1ـ سرکوب آزاديخواهان منطق دوست. 2ـ شوروی.
لذا حکومت درمناطق سوق الجيشیء افغانستان و ايران رسما به آنها واگذار شد و ديگر کشورهای سلطاندار و حکومتهای نظامی نيز در تبعيت از ملاهايشان قرار گرفتند. اما ملاها پس از شکست شوروی يک چيز مهم را درک نکرده بودند. " از آنجائيکه آنها تا قبل از به حکومت رسيدن فقط با صدقه و کمکهای غرب بسر ميبردند، هرگز به اين فکر نيافتاده بودند که غرب برای بدست آوردن بازار مصرف مردم و سهم گيری در منابع طبيعی آن کشورها آن همه کمکها و حکومتها را به آنها داده است!!!" (من روی اين موضوع تحقيق کرده ام و آنرا از زبان ملاها و مولويهای سرشناس شنيده ام). لذا ملاها فکرميکردند همه چيز به آنها رسيده است و از دادن سهم غرب و ايجاد بازارهای جديد برای غرب غافل بودند!!. يکی از ملاها که من با وی صحبتی داشتم، از قول مولانا فضل الرحمن " پاکستانی" گفت. ما فکر ميکرديم وقتی به حکومت رسيديم با اموالی که در اختيار داريم ميتوانيم به استثنای مسيحيان، اول به روسيه و سپس به تمام دنيا حمله کرده و آنها را مسلمان نمائيم!! همين گفته را با آب و تابی مشابه از زبان يک ملای شيعه که قبل از به حکومت رسيدنشان با وی آشنا بودم، شنيده ام. اين ملای شيعه( تا سه سال قبل که من با وی ارتباط تلفنی داشتم و از آوارگی من خبر نداشت)  تا کنون به استثنای داشتن سه زن در خانه اش، چهل و نه صيغه هم داشته است که بگفتهء خودش بيست و يک نفر از صيغه هايش را دختران باکره شامل بوده. نيز آرزويش در اين است که مثل مولايش علی تعداد صيغه هايش را به يکهزار برساند!
ملاها از فروش نفت ارزان به غرب، قراردادهای تجاری با غرب، آزاد گذاشتن بازار مصرف و خريد سلاحهای بدرد نخور کمپانيهای غربی زياد سر درنميآوردند.
وقتی آنها با چنين مسائلی روبرو شدند و بسياری از روابط تجاری را که به ضرر منبرشان ميديدند و نميتوانستند مردم را آزاد ببينند، به سه دسته تقسيم شدند.  دسته ای که اشرار شده بودند، غرب آنها را خلع حکومت کرد(ازقبيل منتظری، طالقانی و ملاعمر.) که امروز حتی کارهای تروريستی اشان هر چند از روی عصبانيت انجام ميشود، از جانبی به نفع و پيشروی وجود غرب در مناطق و سرزمينهای آنها نيز ختم ميگردد.
 دستهء دوم را ملاهای ذهنگرا و ترسو تشکيل ميدهد که از هر دو طرفِ غرب و ملاهای اشرار در منگنهء وحشت افتاده و توان ِ مردمی اشان را از دست داده اند و همچنان در بلا تکليفی، نه با مردم و نه با دو دستهء ديگر بسر برده و يا حد اقل برای خودشان سفسطه ميبافند" از قبيل گنجی و سروش".  دستهء سوم،  واسطهء کارهای سياسی غرب و نگهدارندهء بالانس سياسی( در جهل نگهداشتن مردم و تقويت حکومت به نفع خود و بازار غرب) را تشکيل ميدهد. اين دسته از هيچ کاری به نفع غرب و در حکومت ماندن خودشان فروگذار نيستند. آدرس اين دسته آنجاست که فقط نيروی روشنفکری را سرکوب ميکنند، سانسور ميکنند و اسلام را با چادر زنان زنده نگهميدارند. نيز با تصميم غرب درآمدی هم برای خود دست و پا ميکنند.
جز آنچه که در بالا گفته شد، انسانی که کمی از مسايل اجتماعی آگاهی داشته باشد، تعريف ديگری از ملاها ندارد. به باور من امروز هرکسی که در تظاهر روزه ميگيرد يا به مسجد رفته و زکوات ميدهد، جز تفويت اينگونه ملاها صواب ديگری نميکند. من آن اشخاص را مسلمان ميپندارم که روزه يا نمازش را دور از دسترس ملاها انجام ميدهد. زيرا امروز کسی بيسواد نيست و حد اقل همه در خانواده يا فاميلشان سواد داری دارند که در صورت لزوم امور نماز جنازه و يا نکاح و طلاقی را از روی کتابی خوانده و اجرا نمايند.(امروز هرکس ميتواند ملای خود و کسان خود باشد.)
مردم ملل خاور ميانه و آسيای صغير در آرزوی تشکيل حکومتهای آزاد و مبتنی بر فرهنگها، زبانها و نيازهای خود ميباشند. اينکه حوادث از زبان بوش و بلر و بن لادن بر اين ملل حکمرانی ميکند، هوای غبارآلود و آب گل آلودی است که غرب بوسيلهء اسلام و رؤسای غلامواره در اين مناطق بوجود آورده است. وگرنه آزادی بلوچستان، کشمير، کوردستان، احواز، هزاره جات و ... هرگز با اسلام و تصميم آقايان بوش، بلر، بن لادن و خامنه ای هيچ رابطه ای ندارد.
پيروزی مردم تحت ستم و ملل اشغالشده را آرزو دارم.
 



 

Regards
H.S.Braahui (ulus pahrai)
ulus_pahrai@yahoo.com
braahui@hotmail.com

__._,_.___