نور چشم زنان بلوچ 
 


۲۲ دي ۱۳۸۵



 

سرمایه: صنايع دستي كه به تعبيري بخش قابل اعتنايي از فرهنگ و فولكلور به شمار مي‌آيد، در تمامي جوامع روستايي و عشايري كشور، حكم مكمل اقتصاد خانواده را دارد. به اين معنا كه پرداختن به اغلب رشته‌هاي آن در خانه امكان‌پذير است و زنان و دختران در ساعات فراغت از مسووليت‌هاي ديگرشان مي‌توانند به آن‌ها بپردازند و از اين طريق كسب درآمد كنند. به اضافه اين كه مواد اوليهء مورد نياز آن‌ها قيمت چندان زيادي ندارد و سهم دستمزد در قيمت فروش آن‌ها بسيار زياد است. اما در بخش‌هاي وسيعي از بلوچستان، اين‌خطهء‌گسترده‌و خشك كه سختكوشي و صبوري مردمانش در برابر بي‌مهري‌هاي طبيعت به صورت ضرب‌المثل درآمده، صنايع دستي و درآمد حاصل از آن، شغلي براي تامين معيشت بسياري از خانواده‌هاست. شغلي كه دست‌اندركارانش زنان و دختران هستند و در بسياري از مناطق روستايي آن از سيب و سوران گرفته، تا چانف، پيپ، اسپكه، هريدك، كوپچ‌، مته سنگ،‌مهنت، ايرندگان، قاسم‌آباد، گشت، كله گان، بمپور، اسماعيل‌آباد و حتي خود شهر زاهدان بسياري از زنان و دختراني كه در فاصلهء سني 778سالگي تا 65 سالگي هستند، از بام تا شام به كار در اين رشته مشغولند تا با ارزش افزوده حاصل از كار دست‌هاي پينه بسته‌شان، مخارج زندگي خانوادگي خود را تامين كنند. ‌

اين خطهء وسيع كه هميشه با كم‌مهري طبيعت برخوردار بوده و افزون بر اين، در طول تاريخ كشور همواره مورد يورش‌هاي نظامي ‌سرداران و سلاطين قرار گرفته، جمعيتي محدود دارد و همان جمعيت محدودش نيز، به دلايل مختلف در سطح منطقه پراكنده‌اند و چون پراكندگي جمعيت، برخورداري از مختصر امكانات طبيعي نظير كشاورزي و دامپروري را نيز از آن‌ها گرفته، اغلب مردان بلوچ كه كم‌تر سواد و تخصصي دارند، ناچارند براي كار و كسب درآمد در فصول رونق كار كشاورزي به قطب‌هاي كشاورزي كشور - و بيش‌تر تركمن صحرا و دشت گرگان - بروند و آن‌هايي كه از مختصر تخصصي برخوردارند، راه كويت يا شيخ‌نشين‌هاي خليج را پيش مي‌گيرند و متاسفانه عدهء معدودي نيز بر اثر فقر مادي و فرهنگي، جذب فعاليت‌هاي غيرقانوني مي‌شوند و... به اين ترتيب، در بسياري از روزهاي سال، حداقل تا وقتي كه درآمد حاصل از كار مردان در مناطق ديگر به دست همسرانشان برسد، زنان تنها هستند و بار تامين معيشت خانواده بر شانه‌هاي ناتوان آنان سنگيني مي‌كند. به همين اعتبار و از آن جا كه زن بلوچ غيرتي فراوان دارد، از گذشته‌هاي دور، با بهره‌گيري از امكانات محدودي كه منطقه در اختيارش گذاشته و كمك گرفتن از توان و استعداد خود، كوشيده تا وظيفهء مرد خانواده را در غيبت او ايفا كند و برآيند چنين روحيه‌اي، به وجود آمدن رشته‌هاي مختلف صنايع دستي بوده كه سوزن‌دوزي مشهورترين و معتبرترين آن‌هاست.

سوزن‌دوزي زنان بلوچ

سوزن‌دوزي بلوچ كه به بلوچ‌دوزي نيز شهرت دارد و در سطح دنيا خيلي‌ها بلوچستان را با آن مي‌شناسند، ‌يكي از ظريف‌ترين‌ هنرهاي دستي ايراني‌است و آنچه اين‌منطقه از ديرباز ‌پيشكش ساير هموطنان خود و نيز ساكنان ديگر نقاط جهان كرده‌اند، تلفيقي صميمانه‌ از صبر و ‌هنر زنان و دختران هنرمندي است‌كه حاصل كارشان را فقط مي‌توان در «نورچشم زنان بلوچ» ناميد.

تقريباً تمامي‌كارشناسان هنرهاي بومي ‌و سنتي در ايران و بسياري از ديگر نقاط جهان، سوزن‌دوزي ‌بلوچ را در زمرهء اصيل‌ترين ‌و جالب‌ترين ‌صنايع‌دستي ‌كشور به حساب مي‌آورند و معتقدند اين‌صنعت كه‌در آن ذوق‌ و خلاقيت زنان به‌صورت ‌طرح‌هاي‌سنتي و محلي است و خصوصيات اقليمي ‌و ويژگي‌هاي مناطق توليد خود را ‌نمايش مي‌دهد،‌ در‌ ميان بقيهء انواع صنايع ‌بومي‌كشور مرتبه و مقام بسيار والايي‌دارد.

در تمام مناطق روستايي‌و حتي بخش وسيعي از سيستان و بلوچستان كم‌تر زن‌يا دختري را مي‌توان يافت‌كه‌ با اين‌ هنر ‌اصيل و ارزنده آشنايي‌ نداشته باشد و اصولاً، سوزن‌دوزي ‌چنان با زندگي‌آن‌ها به هم آميخته كه‌ وقتي كسي درصدد يافتن منشا و مبدا آن برآيد، در اين‌كار توفيق چنداني نخواهد ‌يافت.‌زيرا هر دختر بلوچي از سنين كودكي‌، از زماني كه بتواند سوزن و انگشتانه به دست بگيرد، تا وقتي كه چشمانش به روي زندگي باز است، ضمن آموختن و انجام امور مربوط به ‌خانه‌داري، ‌‌موظف به ‌فرا گرفتن سوزن‌دوزي‌ و انجام سوزن‌دوزي نيز هست و به سبب دخالتي كه ‌سليقه‌هاي گوناگون در تهيهء ‌نوارهاي سوزن‌دوزي‌دارد، طي سال‌ها و سده‌هاي متمادي، طرح‌ها و نقش‌هاي متنوع و اصيلي در ‌منطقهء بلوچستان شكل گرفته كه مشابه آن‌ها در هيچ كجاي ديگر دنيا وجود ندارد.

شناخت‌اين‌هنر ارزنده توسط ‌ساكنان سايرشهرها، با افزايش ‌تقاضا براي محصولات ‌سوزن‌دوزي ‌و ازدياد توليد در مناطق مختلف مقارن‌بوده ‌و از اين ‌رو، توليد انواع روميزي، ‌كوسن‌، سفره، آباژور، پرده‌و... نيز طي ساليان اخير به توليدات‌ سوزن‌دوزان افزوده شده است.‌

مصالح و مواد سوزن‌دوزي

در سوزن‌دوزي ‌به ‌بيش از دو نوع مادهء‌ اوليه نياز‌نيست: نخ‌ و پارچه.‌سوزن‌دوزان بر حسب‌ امكانات و سليقهء خود از نخ‌ ( D.M.C ) يا نخ‌هاي پاكستاني استفاده‌مي‌كنند و پارچه‌‌هايي كه روي‌آن سوزن‌دوزي ‌انجام مي‌دهند يا پارچهء ‌پنبه‌اي پاكستاني ‌است‌كه‌ نازك ‌و ‌ريزباف بوده‌ و براي محصولات پر كار در قطعات كوچك‌مورد استفاده‌قرار مي‌گيرد، يا پارچهء گاندي ايراني ‌كه‌ معمولاً به‌عرض 120 سانتي متر در بازار زاهدان بافته ‌مي‌شود.‌

سوزن‌دوزان، به طور معمول، به تنهايي به تهيهء محصول مي‌پردازند و در صورت‌ نياز به كار گروهي ‌پس ‌از ‌پياده‌كردن ‌طرح كلي، هر زن ‌يا دختر، يك ‌رنگ‌ را سوزن‌دوزي ‌مي‌كند و گاه چندين زن و دختر، ناچارند چندين روز همزمان سوزن بزنند تا مثلاً يك پرده يا روميزي رودوزي شود.

براثر اقداماتي‌كه‌در ساليان گذشته توسط ‌سازمان صنايع ‌‌دستي ايران به‌ منظور شناساندن و معرفي‌محصولات سوزن‌دوزي ‌بلوچ انجام شده، عرضهء ‌فرآورده‌هاي منطقه، از محدودهء اين‌استان فراتر رفته ‌و آوازهء ‌‌نقش‌هاي اصيل و زيباي آن به خارج ‌از كشور و اقصي نقاط عالم‌نيز رسيده و با استقبال فوق‌العادهء علاقه‌مندان به‌محصولات هنري و سنتي ايران روبه‌رو شده است و در حال حاضر، همه ‌ساله ‌مقاديري از نمونه‌هاي جالب‌و ارزندهء اين‌گونه ‌محصولات به ‌كشورهاي مختلف جهان صادر ‌مي‌شود.

موانع و مشكلات

هيچ كس، به درستي نمي‌داند سوزن‌دوزي بلوچ، از چه زمان، چگونه و توسط چه كساني شكل گرفت، اما با توجه به كاربردهايي كه در منطقهء توليد دارد، مي‌توان حدس زد روزي كه متولد شد، برآورنده نيازهاي محلي بود. زيرا هنوز هم در زندگي عشاير منطقه نوارهاي سوزن‌دوزي به عنوان بند چادر به كار مي‌رود، بسياري از مردان كلاه‌هاي سوزن‌دوزي شده بر سر مي‌گذارند و علاوه بر مناطق روستايي و جوامع شهري، حتي در شهرهاي منطقهء زنان پيراهن‌هايي مي‌پوشند كه پيش سينه، يقه و سرآستين‌هاي سوزن‌دوزي شده دارد و شلوارهايي بر تن مي‌كنند كه دم پاي آن‌ها سوزن‌دوزي شده است. اما متاسفانه در ساليان اخير، به ‌دليل بي‌اعتنايي به اين ميراث فرهنگي كه در عين حال نقش برجسته‌اي در اقتصاد منطقهء محروم بلوچستان دارد، قيمت مواد اوليه به شدت بالا رفته و اين امر بر قيمت تمام شدهء محصولات زنان سوزن‌دوز تاثير گذاشته و به موازات اين امر، عده‌اي پاكستاني، با راه‌اندازي كارگاه‌هايي در شهر زاهدان، به وسيلهء چرخ خياطي پيراهن و شلوارهايي با پيش سينه و دم پاي سوزن‌دوزي شده توليد مي‌كنند كه به پيراهن و شلوار بندري شهرت يافته و به دليل ارزاني قيمت، بسياري از زنان، استفاده از آن‌ها را به لباس‌هايي كه هميشه پوشيده‌اند و بخشي از فرهنگشان محسوب مي‌شود، ترجيح مي‌دهند. به اضافهء اين كه سازمان صنايع دستي، با ايجاد كارگاهي در شهر زاهدان، عدهء معدودي از هنرمندان را به خدمت گرفته و عمده محصولاتي كه خريداري و عرضه مي‌كند، توليدات همان كارگاه است و مانند گذشته خريد عمده‌اي از سوزن‌دوزان پراكنده در سطح استان انجام نمي‌دهد.

افزون بر اين امر، سازمان مورد اشاره، به تناسب بازارهايي كه ادعا مي‌كند در خارج از كشور براي سوزن‌دوزي‌هاي بلوچ دارد، دخل و تصرف‌هايي در موتيف‌ها و رنگ‌هاي سوزن‌دوزي بلوچ كرده، كه آن را به سوي بي‌هويتي سوق مي‌دهد. زيرا در بلوچ‌دوزي نيز، مانند همهء ديگر انواع صنايع دستي، هر رنگ و هر نقش، مفهوم و معنايي خاص دارد و سوزن‌دوزان، طي قرن‌ها، بخشي از فرهنگ و باورداشت‌هاي خود را با رنگ‌هاي تندي مثل قرمز، سبز، بنفش و... بر اساس طرح‌هاي ذهني بر روي پارچه دوخته‌اند و امروزه، براي اغلب آنان پذيرفتني نيست كه به جاي رنگ قرمز، مثلاً رنگ صورتي ملايم به كار ببرند، نقوشي را كه تا ديروز به رنگ سبز بافته‌اند، با نخ خاكستري ببافند و مهم‌تر از همه، باورداشت‌هاي قومي‌ و قبيله‌اي خود را رها كنند و موتيف‌هايي را كه در تهران و توسط طراحان سازمان صنايع دستي تهيه‌ شده است، بر روي پارچه پياده كنند