پاسخ به يک اشکال

 

بلوچستان پرس نيوز

      

Balochistan press News

تماس با ما و ارسال خبر

توضيح مختصر

   

در مورد مطلب قبلي كه در آن از عملكرد بعضي از مسئولين از جمله مسئولين صدا وسيما انتقاد کرده بودم؛ براي عده اي از دوستان ابهاماتي ايجاد شده بود وبعضي از عزيزان همچون sima وnoonoosh لطف كرده ودراين مورد ؛ اظهار نظرهاي خوبي فرموده وبه نكات جالبي در مورد ضرورت وحدت وحفظ يكپارچگي اشاره كرده بودند.

بنده ضمن تشكر از اين عزيزان وجهت روشن شدن هرچه بيشتر موضوع؛ لازم ديدم توضيحاتي رادر مورد آن مطلب خدمت عزيزان ارائه كنم.

   اولا اين واقعيتي غير قابل انكار است كه سابقه همزيستي دو قوم بلوچ وزابلي به قرنها مي رسد وحتي دلايل غير قابل انكاري وجود دارد مبني براينكه اين دو قوم ريشه تاريخي مشتركي دارند بگونه اي كه امروز هم شايد هيچ طايفه اي از طوايف سيستان را نتوانيد بيابيد كه تعدادي از افراد آن بلوچ واهل سنت نباشند وبالعكس در طوايف بلوچ هم همينطور است.

همچنين ما معتقديم هرگونه تفرقه افكني ميان اين دو قوم ضمن اينكه خيانت به گذشته وتاريخ است در جهت منافع بيگانگان وحاكمان تفرقه انداز نيز هست ؛ ما خواهان حفظ اين برادري هستيم واگر انتقادي هم كرديم ومي كنيم از آن دسته از مسئولين وبرخي برادرانمان هست كه اين برادري وخويشاوندي را ناديده مي گيرند والا بنده به همان اندازه كه از انحصار طلبي ها بيزارم از تعصبات خشك و قوم پرستي نيز بيزارم.

اما تقاضاي من از اين خواهر محترمه وديگر دوستان اين است كه انتقاد كردن را مساوي تفرقه افكني ندانند.

   البته شايد لحن انتقاد بنده تند باشد وموجب كدورت بعضي از عزيزان شده باشد كه من همين جا از اين عزيزان عذر خواهي مي كنم؛ اما اين بدان معني نيست كه اصل انتقاد بد است.برعكس ما معتقديم انتقاد نكردن نوعي ظلم پذيري ومجال دادن به ظلم است. آيا منطقي است به كسي كه حقش تضييع شده بگوييم: سكوت كن وچيزي نگو والا موجب تفرقه شده وآب به آسياب دشمن ريخته اي.

آنچه برادري را ازبين مي برد زياده خواهي وانحصار طلبي است نه انتقادكردن وحق خواهي؛ آنهم از راههاي مسالمت آميز وبا مشاركت در همه امور مربوط به مملكت.

   ما در استانمان ادارات مختلفي داريم كه مسئولين برخي از آنها انتصابي وبرخي نيز انتخابي هستند؛ بافت جمعيت استان نيز مشخص است؛ با بررسي ساده اي در هردو بخش متوجه اين زياده طلبي ها خواهيم شد .

البته بنده در صدد سهم خواهي نيستم واصولا در يك نظام شايسته سالار اين مطرح نيست كه چند درصد از پستها به يك قوم وچند درصد به قومي ديگر واگذار شوند؛ گرچه در بعضي از كشورهاي همجوار مثل عراق وافغانستان همين مدل تقسيم قدرت رايج است.

اما اين تفكر هم صحيح نيست كه بگوييم همه پستها بايد تنها به يك انديشه وقوم محول شوند؛ مثلا از مجموع شهرستانهاي موجود در استانمان در 7 شهرستان برادران بلوچ در اكثريت مطلق وبعضا صد در صد هستند؛ اما در هيچ يك از اين شهرستانها حتي يك فرماندار ؛ بخشدار يا رئيس اداره اي از خود مردم ان شهرها نيست.

آيا مي توان گفت اين امر اتفاقي بوده است ؟ يعني حتي يك فرد شايسته براي احراز چنين مسئوليتي در ميان بلوچها يافته نمي شود؟ گرچه اتفاقي بودنش غير ممكن هم نيست؛ اما همه مي دانيم وهر عاقلي خواهد فهميد؛ كه اتفاقي نبوده است؛ دست كم دهها مورد را مي توانيم با مدرك ثابت كنيم كه عمدي بوده اند .

   چند شب پيش در يك جلسه اي يكي از كانديداهاي سيستاني حضور داشت و متقاضي ائتلاف با برادران بلوچ بود واتفاقا به يك جناح قدرتمندي نيز وابسته بود به همين خاطر برخي از حاضران سوالاتي را در مورد برخي اعمال نظرهاي جناحي ودولتي از ايشان كردند؛ از جمله در مورد سرباز كه به تازگي از شهر به شهرستان تغيير كرده است در ابتدا به مردم آن وعده داده شده بود فرماندار شهر از بوميان خود منطقه باشد وحتي فرد مورد نظر را تعيين هم كرده بودند؛ اما اين وعده هرگز عملي نشد ومعلوم شد صرفا جهت جلب آرا مردم آن شهر براي رياست جمهوري آقاي خاتمي چنين وعده اي داده شده است واتفاقا مردم اين شهردر آن انتخابات بيشترين درصد مشاركت را در سطح كشور داشتند.

پاسخ اين مسئول محترم خيلي جالب بود فرمودند: آقايون شما نبايد انتظار داشته باشيد كه به اين زودي پستهاي مهمي!!!!! به شما محول شود؛ چون در ميان برادران زابلي ما افراد متعصبي وجود دارد كه همين وضع فعلي را هم تحمل نمي كنند؛ مثلا پارسال كه قرار شد فردي از برادران بلوچ به عنوان مدير كل آموزش وپرورش منصوب شود؛ چند نفر از برادران كه از مسئولين ادارات استان هم بودند به تهران رفته بودند وشديدا به اين مساله اعتراض كرده بودند وحتي تهديد كرده بودند كه در صورتي كه اين انتصاب صورت بگيرد خودشان را از ساختمان چهار طبقه پرت مي كنند پايين!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (به قول ما بلوچها يكي بيايد براي اين حرف پدر ومادري پيداكند ايها الناس).

جهت اطلاع برادراني كه با شهر سرباز آشنايي ندارند عرض مي كنم مركز شهرستان سرباز يعني راسك شهركي است مثل محمد آباد زابل كه تنها خيابان موجود درآن جاده ايرانشهر چابهار است. پس مي بينيد كه به ايشان بايد حق بدهيم كه نمي شود پست به اين مهمي را به افراد بي اهميتي محول كرد !!!!!! آنهم در اين مدت كوتاه!!!!!!!!.

بنظر شما اگر مردم سرباز نسبت به وضع موجود انتقاد(نه اعتراض وشورش)صرفا انتقاد كنند؛ آيا برادري را از بين برده وموجب تفرقه شده اند وبايد آنها را آلت دست بيگانگان بدانيم؟

آيابا گذشت 25 سال از عمر انقلاب هنوز زود است كه فرماندار شهركي مثل راسك از بلوچها باشد در حالي كه همه مي دانيم كه در اوايل انقلاب بسياري از فرمانداران وحتي استاندار ورئيس دانشگاه وفرماندار زاهدان بلوچ بودند .

يكي ديگر از خصلتهاي خوب ما ايراني ها اينست كه هميشه دوست داريم گناه برخي كارهايمان را بر گردن بيگانگان بياندازيم وهرجا كاري خراب كرديم به جاي اينكه با پذيرفتن مسئوليت آن؛ عملكرد خودمان را بررسي كنيم وبه اشكال كارمان پي ببريم؛ به دنبال دشمن فرضي مي گرديم.

آيا منطقي است كه گناه همه اين تنگ نظريها را به گردن ديگران بياندازيم ؟

آيا آمريكايها با بكار گيري نيروهاي بلوچ مخالفند وخود را از چهار طبقه پرت مي كنند پايين؟

آيا بيگانگان فيلمها وسريالهاي موهن همچون بدوك؛جدال در تاسوكي؛ امام علي؛پروانه ها ودهها فيلم وسريال ديگر را كه در آنها انواع اهانتها به قوم بلوچ ومعتقداتش انجام گرفته را ساخته وحمايت مالي كرده اند؟

آنهايي كه در تاريكخانه مخوف اطلاعات بخاطر اتهامات واهي انواع شكنجه ها را بر جوانان مظلوم بلوچ اعمال مي كنند ازكدام نقطه ازكره خاكي آمده اند؟ كساني كه مدتي مهمان اين مراكز بوده اند خوب مي دانند كه بدترين شكنجه گران از هم استاني هاي خودمان هستند.

راستي چه كساني حتي عنوان دانشگاه بلوچستان را براي دانشگاه ملي استان تحمل نكردند وتابلويش را گل گرفتند؟ لابد اسراييلي ها!!!!!!

  اگر همه اين كارها را استكبار جهاني كرده است پس چرا ما كه 25 سال است مرگ بر استكبار مي گوييم تا اين حد مطيع آنها شده ايم؟ وچرا در زمان شاه كه حكومت؛ وابسته به آنها بود تا اين حد در مملكت ما آزادي عمل نداشتندكه بتوانند در ميان ما تفرقه ايجاد كنند؟

ويا آيا مي توان به بهانه اينكه ممكن است كسي خودش را از ساختماني پرت كند ملتي را از حقش محروم كرد؟ آيا مگر در ميان بلوچها افراد متعصبي كه بخاطر اين حق تلفيها بخواهند خودشان را بهمراه آن مديران تحميلي از ساختمانهاي 20 طبقه پرت كنند وجود ندارد؟ ومگر غير از اين است كه درچنين شرايطي همه مان؛ عقلاوعلماي بلوچ را مسوول مي دانيم كه از چنين افراطي گريهايي جلوگيري كنند ونه امريكايي ها ونه استكباررا؛ پس چرا در جانب ديگر همه گناهها بر گردن موجودات ناشتاخته ي زميني وفضايي انداخته مي شود وبرادرانمان خودرا مسوول تنش زدايي وكنترل تعصبات نمي دانند؟

آيا بازهم فكر مي كنيد؛ انتقاد كردن از كساني كه بخاطر منافع شخصي وگروهي خويش با ارسال گزارش هاي كذب وواهي؛ بخشي از وارثان اين سرزمين را به عنوان ياغي؛اشرار وغيره معرفي كرده آنها را از حقوق شهرونديشان محروم مي كنند وبه قول معروف به خاطر دستمالي حاضرند قيصريه را به آتش بكشند؛ گناه است وباعث تفرقه مي شود؟

   در مورد پستهاي انتخابي چه كساني مانع وحدت وائتلاف اين دو قوم هستند؟ چه كساني به عنوان روحاني راي دادن به فرد سني را حرام شرعي مي دانند ؟ ومانع از اين مي شوند كه همانگونه كه بلوچها در عرصه انتخابات رياست جمهوري؛خبرگان؛مجلس وشورا به برادران شيعه راي مي دهند؛ آنها نيز اگر فردي از برادران اهل سنت را شايسته تشخيص دادند به او راي دهند ويا اگر ائتلافي صورت گرفت يه آن پايبند و وفادار بمانند وتك راي نريزند؟ اينجا را ديگر مطمئن هستم كه كار استكبار وآمريكا وغيره نيست؛ چون تا جايي كه من اطلاع دارم مستكبريني همچون؛ بوش وبلر از مراجع تقليد ما نيستند ودر ايران مقلدي ندارند.

بنده يك نمونه از ائتلافي را كه خودم از نزديك شاهد آن بوده ام عرض مي كنم.

ما خودمان اصالتا سيستاني هستيم وبراي خانواده مان بهترين تفريح زماني است كه به روستاي پدر بزرگمان براي ديدار با اقوام برويم .روستاي مذكور متشكل از سه محله است كه هرسه داراي يك شورا هستند دو محله متعلق به بلوچها است ودر يك محل برادرانمان ساكنند؛ در انتخابات گذشته ي شوراها در روستا ائتلافي صورت گرفت به اينصورت كه دونفر از اعضاي آن از بلوچها ويكنفر زابلي باشند؛ تعداد كل واجدين شرائط براي راي دادن 72 نفر بودند كه از اين ميان 49 نفر بلوچ و23 راي نيز متعلق به برادران بود. طبيعتا نتيجه انتخابات بايد به اين صورت مي بود.

نفر اول برادر بلوچ با كسب 72 راي

نفر دوم برادرزابلي با كسب 72 راي

نفر سوم برادربلوچ باكسب 72 راي

يا با كمي بالا وپايين؛ اما نتيجه اين انتخابات در پايان به اينصورت اعلام شد؛

نفر اول برادرزابلي با كسب 71 راي

نفر دوم برادربلوچ باكسب 48 راي !

نفر سوم برادربلوچ با كسب 48 راي!

نتيجه جالب بالا نشان دهنده چه چيزي است؟!!!!!!!!!!!! اين وضعيت روستايي است كه تعداد ساكنينش از تعداد انگشتان دست وپا تجاوز نمي كنند.

گرچه در اين مورد اتفاق مهمي نيافتاد ونتيجه يكي بود يعني هر سه نفر انتخاب شدند؛ اما خاطره آن…… براي هميشه در اذهان باقي ماند.

به نظر شما گناه اين دل شكني ها متوجه چه كساني است؟ آمريكا يا شوروي؟

هادي بلوچ