بلوچستان  اینفو 

مرا دردي است اندر دل اگر گويم زبان سوزد

وگر پنهان كنم ترسم كه مغز استخوان سوزد

 

هنگامی که یک عده از مسئولین یک گروه از خودشان را برتر از دیگران بدانند و دیگر گروهها و اقشار اجازه مشارکت ندهند و یا به خواسته هایشان توجه جدی ننمایند و تمامی راههای اصلاح این وضعیت را مسدود نمایند قطعاً خواه نا خواه نارضایتی مردم به تدریج بر روی هم انباشته می گردد و به نقطه غیر قابل ترمیم و بازگشت یا به نقطه انفجار می رسد

فقر و ناداری حتی ایمان را به مخاطره می اندازد تا چه رسد به بخش نامه و قانون و دستور العمل، و دلسوزان واقعی نیاز است تا یک فکر جدی و اساسی برای ریشه کنی بیکاری و فقر در استان داشته باشند و گر نه با کشتن و گلوله بستن فقراء و بیکاران هرگز مسئله حل نمی شود و امنیت در جامعه حاکم نمی گردد و به جای حل مسئله بیکاری و ایجاد اشتغال سالم و مولد تعدادی را که از روی ناچاری به حمل بنزین و گازوئیل و برنج و چای و موز و نارنگی روی آورده اند مورد اهانت و برخورد خشن قرار دادن قرار دادن و تهدید به مرگ نمودن نه تنها راه حل منطقی و اصولی نیست بلکه جامعه را نا امن تر و حتی گاهاً از کنترل خارج می نماید و مسئولین مربوطه باید از برخی خشونت ها که توسط بعضی قسمت ها و نیروهای نا آگاه در نواحی مختلف بی محابا اعمال می شود جلوگیری نمایند و انتظار آن است که پلیس در استان سیستان و بلوچستان به توجه به حساسیت های موجود بایستی، قانونی، خیلی محتاطانه  و ارشادی تر و به دور از خشونت و توام با رعایت منزلت اجتماعی شهروندان برخورد نماید. چرا که با روشهای تند و قهر آمیز و بی منطق هرگز نمی توانیم مسئله قاچاق را حل کنیم و استفاده از این روشها فقط پاک کردن صورت مسئله است در حالی که خورد مسئله و معضل همچنان باقی خواهد ماند. متاسفانه با تمام تلاشهائی که امروزه در جهت رفع محرومیت و فقر در جامعه می شود و بعد از انقلاب شده است، همچنان چهره زشت فقر، بیکاری، بیسوادی و بزهکاری وجود دارد و بهترین جوانان ما یا در شهرهای دیگر به کارگری و مشاغل سخت مشغول هستند و یا به آنسوی آبها برای بدست آوردن لقمه نانی مهاجرت کرده اند. و یا اینکه گاهاً می بینیم با توجه به اینکه مرز یک فرصت مناسب به حساب می آید در یک دولت به علت کارشناسی نبودن چندین بخشنامه متفاوت و گاهاً متضاد از یکدیگر در رابطه با باز یا بسته بودن مرز صادر می گردد که قطعاً این کار نه تنها به امنیت بهبود نخواهد بخشید بلکه اوضاع را بد تر هم خواهد کرد چرا که مرز نقطه ارتزاقهزاران خانواده در استان است

 

سه شنبه يازدهم بهمن ۱۳۸۴ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۰۶

سومين ماهنامه بلوچستان اینفو را به بلوچهاي ساکن نروژ تقديم ميکنم.درود برشرافت شما  که با تظاهرات تاريخي خود لرزه بر اندام وحشيترين ديکتاتور آسيا افکندي

سرآغاز

مقدمه

سخني با جوانان بلوچ

زبان بلوچی

زبانهای ایرانی

تحليلي بر محتواي و معني در زبان بلوچي

روزجهانی زبان مادری و ايرانيان

آيا از صحبت کردن به زبان مادری خود شرم داريد؟

 

تاريخ بلوچستان

تاريخچه باستانی بلوچستان

نامداران فراموش شده قوم بلوچ

 

مسائل ملـی

قوميت‌ها و توسعه در ايران

پاكستان آبستن حوادث خونين

علل انگیزش حس محرومیت اقوام در ایران

حال بدانیم فدرالیسم یعنی چه وفدرالیسم چیست؟

 

مقالات

برابری عامل پیشرفت است

کردستان، فدراليسم، و احساسات ملي ايرانيان

 

گزارشات ويژه

زندگينامه مولانا روانبد

یک ماجرای دردناک و اسف بار

طرح حذف مالاريا در جنوب شرق كشور
 

حوضه رود بمپور بررسي باستان شناسي مي شود

سخنان دبیر انجمن جوانان صدای عدالت جناب آقای یعقوب میرنهاد

 

داستان کوتا

سرلوحه‌ي شصت و پنجم

 فرمایش وغیره

ادب و هنر

خاطره موسيقي بلوچ در ميان آهن و قانون گم شده است

خرما‏‎ اساطيري‌‏‎ خوشه‌هاي‌‏‎ بسان

معرفى و نقد كتاب

فرمایش وغیره

دادشاه بلوچ

سياست

جنگ خاموش بلوچستان

برنامه خودمختاری و اساسنامه بلوچستانءِ راجی زرمبش

 

ميراث فرهنگي

ا پهره

چرامجموعه ميراث فرهنگي تمايلي به پيگيري مسائل منطقه‌ بزمان ايرانشهرندارد

«بمپور»؛ قديمي‌ترين قلعه آسيا و خاورميانه

اولين «تصوير متحرك» جهان در شهر سوخته پيدا شد

درباره سرگذشت شهر سوخته

 

شعر

بلوچستان

علمی

امیدی تازه در درمان آلرژی

مجله 'ساينس' برترين دستاوردهای علمی سال را معرفی کرد

کارگران

زحمتکشان بلوچ

زنان

دختر تحصيل را مى خواهد چه كند؟

نامه‌ي شما

فراخوان ادبي

کهربا تنها نشریه بلوچی زبان بسته شد!

بلوچي وب تاک

طبيعت بلوچستان

زلزله هاي استان

مناطق حفاظت شده

محيط زيست طبيعي

 

جغرافي

تاريخ دشتياری

بلوچستان

بريس، دروازه يي روبه اقيانوس

وباره نويسی و سيستان و بلوچستان

نقد و نظر

 

balochistan_world@hotmail.com                                        تماس با ما     

تمامی حقوق متعلق به سايت balochistaninfo   می‌باشد

Copyright  balochistaninfo Productions 20004

استفاده از مطالب با ذکر نام سايت بلامانع مي باشد

 
بلوچستان  اینفو

شماره 3

ماهنامه
فرهنگی
هنری
اجتماعی

سياسي

Abdulla Ghaderi

افول ستاره ای دیگر از مجموعه ستارگان درخشان بلوچستان!

خبر تأسف و تأثر انگیز در گذشت جناب آقای عبداله قادری ، این استاد شهیر و معلم دلسوز دانش آموختگان سابق بلوچستان ، باعث تألم کسانی شد که با استاد قادری همدمی داشته و از نزدیک وی را می شناختند.


استاد قادری از زمره اولین کسانی بود که از تمامی بلوچستان برای اولین بار به دانشگاه راه یافت و به مدارج عالی علمی نایل آمد و سپس بعنوان دبیر زبان انگلیسی در خدمت فرزندان بلوچستان به تدریس پرداخت , وی در طی دوران تحصیل و زمان خدمات فرهنگی ، بخاطر فعالیتهای سیاسی پیوسته تحت تعقیب ،شکنجه ، زندان و آزار رژیم دیکتاتوری شاهنشاهی قرار داشت .
استاد عبداله قادری پس از دوران باز نشستگی تا پایان عمر ، در مزرعه شخصی خویش به کار کشاورزی مشغول بود. وی بخاطر خصائل ملی ، مردمی ، بی ریائی ، عدم غرور و تکبر زبانزد خاص وعا م بود . خصلتهای نیکو و مردمی وی ، چهره ای محبوب از او ساخته بود .
استاد پس از پیروزی انقلاب بهمن ، مجددا به فعالیت سیاسی روی آورد . وی بخاطر شرکت در تظاهراتی مردمی که بر علیه رژیم ستمگر ملایان برپا شده بود ، دستگیر و به زندان افتاد که پس از سپری شدن دوران محکومیت ! از زندان آزاد و تا پایان قید حیات در مزرعه خویش به کار کشاورزی پرداخت.


حزب مردم بلوچستان این مصیبت بزرگ را به عموم شاگردان ، دوستان ، آشنایان و بخصوص فرزندان واعضای خانواده استاد قادری تسلیت عرض نموده و خود را در غم آنان سهیم و شریک می داند.

بلوچستانءِ اُستمانءِ گل (حزب مردم بلوچستان)
27.01.2006
 

افسانه دادشاه

برآنم که زندگی کنم

 پيش از آن که واپسين نفس را برآرم
پيش از آنکه پرده فرو افتد
پيش از پژمردن آخرين گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم
در اين جهان ظلمانی
در اين روزگار سرشار از فجايع
در اين دنيای پر از کينه
نزد کسانی که نيازمند من اند
کسانی که نيازمند ايشانم
کسانی که ستايش انگيزند
تا دريابم،شگفتی کنم،باز شناسم
که ام؟
که ميتوانم باشم؟
که ميخواهم باشم؟
تا روزها بی ثمر نماند
ساعتها جان يابد
لحظه ها گرانبار شود
هنگامی که ميخندم
هنگامی که ميگريم
هنگامی که لب فرو ميبندم
در سفرم به سوی تو
به سوی خود
به سوی خدا
که راهيست ناشناخته
پرخار، ناهموار
راهی که باری در آن گام ميگذارم
که قدم نهاده ام و سر بازگشت ندارم
بی آنکه ديده باشم شکوفايی گلها را
بی آنکه شنيده باشم خروش رودها را
بی آنکه به شگفت درآيم از زيبايی حيات
اکنون مرگ ميتواند فراز آيد
اکنون ميتوانم به راه افتم
اکنون ميتوانم بگويم که زندگی کرده ام

مارگوت بيکل