هميشه در طول
تاريخ افرادي بوده اند كه مقابل وضع موجود ايستاده اند و در اين راه هر
آنچه را كه داشته اند از دست داده اند.
آگاهان اعتراض مي كنند و قدرتمندان سركوب ! اين روندي است كه گويي
حكايت هميشگي دولت و قدرت است در برابر مخالفين.
سانسور هم از شيوه هاي سركوب است در فضاي مجازي. فيلترينگ به واقع حذف
هويت مجازي است همان طور كه سانسور مطبوعات حذف هويت قلمي و چاپي. در
حقيقت فيلتر كردن سايتها به نوعي كشتن فرديت ساخته شده در اينترنت است
بي توجه به آنكه اين هويت قابليت بازسازي دارد! فيلترينگ به واقع اعدام
فرد مجازي است. (با اين تفاوت كه انسان مجازي به تعداد كيلوبايتهاي
موجود در فضاي مجازي مي تواند هويت داشته باشد.) پس همانطور كه اعدام
افتخاري براي مبارز اعدام شده و لكه ننگي ابدي براي سركوب گر است فيلتر
شدن هم اينچنين است. فيلتر شدن به واقع گوياي آن است كه قدرت حاكم
اندیشه فرد را سدي در برابر نظم موجود مي بيند و راهي به جز حذف براي
مقابله ندارد. داشتن چنين توانايي به حق قابل ستايش است. البته شايد
خود افراد هيچ وقت نبايد به اين موضوع افتخار كنند چون مبارزه براي
جهان بهتر، وظيفه است. در پایان كه باز هم اعلام مي كنم كه با سانسور
از هر نوع مخالفم. ولی سانسور را نه نشانه قدرتمندی وضع موجود بلکه
نشانه ضعف آن در برابر اندیشه مخالفان می دانم








