جنبش ارتجاعی يا جنبش ملی بلوچستان؟

 

درسايت" بلوچستان اينفو" مطلبی بدون امضاء درج شده است تحت عنوان" مصاحبه ازآقای عبدالمالک". ازآنجائيکه نام ونشانی ازنويسنده درپايان نوشته وجود ندارد، اميدوارمکه نظرگردانندگان محترم سايت مذبوردرآن درج نشده باشد. بهرحال چند نکته توجه مرا به خود جلب کرد که بطورمختصربه آنان ميپردازم.

 

"در اين هفته 3 مصاحبه از آقاي عبدلمالک ريگي شد.صحبتهاي اين آقا در هر 3 مصاحبه تکراري بود ..معلوم بود که گوينده هاي اين راديوها تجربه کافي براي مصاحبه کردن رهبر جندالله را نداشتند.آقاي عبدلمالک هم زرنگتراز آنها ازاين وقت براي تبليغ مذهب خوداستفاده کرد"

اينکه گوينده هرسه راديو ناشی! بوده اند ازبحث نگارنده اين سطورخارج است واما آنچه برای من بعنوان يک بلوچ قابل تامل بود اينکه آقای عبدالمالک درهرسه مصاحبه به تبليغ مذهب خود پرداخته باشد درست نيست. بنده يکبارديگربه مصاحبه ها با دقت گوش فرا دادم و صرفاً تبليغ مذهب درآنها نيافتم.

 

اگرما به جنبش ملی دربلوچستان معتقد هستيم وخود رافريب نميدهيم، بايد بپذيريم که برمردم بلوچ ستم مذهبی نيزاعمال ميشود. مسائل اقتصادی، مرزهای جغرافيائی، زبان، مذهب وآداب وسنن رايج دربلوچستان، چه مثبت ويا منفی، خارج ازذهن ما، بيانگرهويت ملی بلوچ ميباشند ودرصورتی که عبدالمالک ويا هربلوچ ديگری به بيان آنها بپردازد، خطائی مرتکب نشده است.

 

احداث مسجد سنی ها درتهران، به جای خود حلال مشکلات مردم نيست، اما چرا بلوچها درپايتخت کشوری که خود را اسلامی ميداند، بدليل داشتن مذهبی ديگرمورد تحقيرواذيت وآزارقرارگيرند؟ ستم مذهبی به بلوچها يک واقعيت است ونيروهای مبارزملی دربلوچستان نمی توانند آنرا ناديده گيرند.

 

در جای دیگری از نوشته چنین می خوانیم "آقاي عبدلمالک نشان داد که نميتواند وصلاحيت ندارد که رهبريک جنبش ملي باشد .ماهيت نيروهاي مذهبي براي ملت بلوچ آشکار است...." دوست گرامی! اين مصاحبه ها هيچ ضعفی برای عبدالمالک نداشته اند. اگرافشای جنايات رژيم جمهوری سلامی ايران دربلوچستان که همه روزه تعدادی ازجوانان ما را به کام مرگ ميکشاند، ازنظرشما رد صلاحيتی است برای امثال عبدالمالک ها دربلوچستان، ما را هيچ باکی نيست. اگرعبدالمالک اينکاررا نکند، مطمئناً ديگران اين وظيفه مهم را به انجام خواهند رسانيد. درثانی این اکثریت مردم بلوچ هستند که صلاحیت رهبری برای افراد و گروهها تعیین خواهند کرد.

 

درادامه گفته ايد که "ماهيت نيروهای مذهبی برای ملت بلوچ آشکاراست"!حتماً منظورتان اينست که مردم بلوچ به لحاظ فکری آنقدررشد کرده اند که ديگراعتقادی به مذهب ومذهبی ها ندارند و.... درصورتيکه حدس بنده درست باشد، بايد به صراحت گفت که شما با واقعيات جامعه بلوچ بسياربسيار فاصله داريد وهمانند روشنفکران دوران پس ازانقلاب ذهنيات خود را به جای توده های مردم قرارميدهيد وبرايشان نسخه مبارزه وآزادی می پيچيد.

 

دوستمان چنين ادامه ميدهد "راستي چرا سايتهاي بلوچي تبديل به بلندگوي يک گروه  ارتجاعي مذهبي شدند؟و... " شما که درجهانی آزاد زندگی ميکنيد، حداقل به آزادی مطبوعات باورداشته باشيد. خودتان مخالف هستيد، ديگران را واداربه سانسورنکنيد. بگذارد سايتهای بلوچی آزادانه تصميم بگيرند وعمل کنند. و تصورنکنيد هرآنچه شما صلاح ميدانيد، درست ومابقی بايد حذف شوند. همان روشی که هم اينک توسط رژيم دربعدی وسيع درايران بمورد اجرا گذاشته ميشود. بگذارهمگان ازافکارارتجاعی !!عبدالمالک آگاه شوند وخود قضاوت کنند.

 

موضوع مورد بحث اين چنين خاتمه مييابد "يا گذاشتن فيلم  سر بريدن سربازهاي ايراني توسط اين کروه افراطي در سايتهاي خودشان به نفع مبارزه ملي بلوچ ميباشد؟"

 درجريان پرپيچ وخم مبارزه، همگان ممکن است دچاراشتباه شوند. سربريدنی که ازآن ياد شده، موردی است که توسط عبدالمالک مورد انتقاد قرارگرفته وتکرارنخواهد شد. ولی بايد ريشه های چنين اقدامی را جستجوکرد. اينها سربازکه نه، دوست عزيز، جلادان ملت بلوچ بودند که توسط جندالله دستگيرومجازات ميشدند. اگرشما ازعمق جناياتی که اين سربازان بيگناه!! دراطراف شهرزاهدان ونصرت آباد برعليه زنان وکودکان بلوچ مرتکب ميشدند آگاه ميبوديد، مطئناً بعنوان يک بلوچ مسئول ومبارز چنين جملاتی را نمی نوشتيد. باشد تا همگی درکی فراگيرترنسبت به جنش ملی بلوچستان داشته باشيم.

 

 

اميربلوچ

۱۲ دامبر ۲۰۰۶