بلوچستان  اینفو

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب هم‌صدایی‌ها پلیس زِد شورش نیست


نه بمب هسته‌ای داره، و نه بمب‌افکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌زاره
همه آزاده آزادن، همه بی‌درد بی‌دردن
تو روزنامه نمی‌خونی، نهنگا خودکشی کردن



جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خود کامه، بدون وحشت و تابوت
جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلوت پر میشه پر از سرمه
تصور کن جهانی را که توش زندانی افسانه‌س
تمام جنگ‌های دنیا، شدن مشمول آتش‌بس
کسی آقای عالم نیست، برابر با هم‌اند مردم
دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونه‌ی گندم
بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا

(شعر از یغما گلروئی)

شما هم جملاتی نظیر این رو بارها شنیدین که بعضیا میگن  «من بلوچ  هستم و به بلوچ بودنم افتخار می‌کنم»، من واقعن معنی همچین حرفایی رو نمی‌فهمم، آخه قومیت (یا ملیت) چه چیزی واسه‌ی افتخار کردن داره؟ مگه قومیت/ملیت به آدم چه چیزی می‌ده که باعث فخر بشه؟ شخصیت می‌ده؟ شعور می‌ده؟ نه! هیچی نمی‌ده، اما باز هم بعضیا روی قومیت/ملیت خودشون متعصبن و به اون افتخار می‌کنن، این مسئله‌ی افتخار کردن به قومیت/ملیت رو من دقیقن مثل تحقیر کردن کسی برای داشتن قومیتی/ملیتی خاص می‌دونم.
البته نه به اون حد فجیع، اما خب خیلی بدم میاد!
 من با حرفایی که از روی تعصب کورکورانه زده بشن مشکل اساسی دارم، یعنی یکی بیاد همینطوری یه‌حرفی از روی باد معده بزنه و هرچی براش دلیل و منطق بیاری هم قانع نشه، اون‌موقه دیگه به‌جای گفتمان فرهنگی باید از کوفتمان فرهنگی استفاده کرد :)) شوخی کردم، من با خشونت مخالفم ;)

انسان باید به شخصیت، شعور، علم خودش افتخار کنه نه به اینکه از کدوم ایل و طایفه‌س یا اینکه کجا به‌دنیا اومده. چون توی هر قشری افراد خوب و بد وجود دارن

البته این فکر کنم عکس‌العمل انسان‌ها نسبت به تبعیض‌نژادی باشه که خودش یه نوع تبعیض‌نژادی محسوب میشه ولی از نوع معکوس! یعنی وقتی یه نفر به‌خاطر بلوچ

 بودن مورد اهانت قرار می‌گیره واسه جواب دادن میگه من به  بلوچ بودنم افتخار می‌کنم

گُل مي خواهم

آيا در ميان انسانهايي که زيبايي را به زشتي، رفاه را به تنگدستي، عشق را به نفرت، و آزادي را به استبداد ترجيح مي دهند، کسي را مي شناسيد که گلوله را بر گُل ترجيح دهد؟ مگر مي شود رايحه ي گُل ياس و محمدي را به بوي باروت و خون ترجيح داد؟ مگر مي شود به خود قبولاند که بجاي اهداي شاخه اي گُل، بر سينه اي گلوله نشاند؟ واي که انسان ها به چه مقام نازلي سقوط کرده اند اگر گلوله را بر گُل ترجيح دهند! چه اندوهناک است اگر مقام بلند مرتبه انسان به چنين جايگاهي نزول کند!

گُل مي خواهم
کو گُل، کجاست؟ کجاست آن باغچه اي که بتوان گُل چيد؟ کجاست آن گلستان که در کنار همدلي گام برداشت و از شاخه اي گُلي دزديد و به او هديه کرد؟ در پشت هر بوته اي معتادي چمباتمه زده است. در زير هر پلي بچه اي خياباني بر بستر جوي گِل آلودي گرسنه خفته است؛ در خيابانها، گُل فروشان دوره گرد به اميد لقمه اي نان از ماشيني به ماشين ديگر، محترمانه گدايي مي کنند. کجاست گُل هاي پرپر شده اي که در زندان ها شکنجه شدند؟ کجايند گُلهاي تازه جوانه زده اي که در زير چکمه پاسداران جهل و جنايـت به خاک در غلطيدند؟ چه ها که بر باغبانها نرفته است! چه دردآور است به تماشاي چهره هاي غمزده پدران و مادران در گورستانها نشستن و سکوت کردن!

گلوله نمي خواهم
نمي خواهم بوي خون و باروت فضاي شهر را پر کند. نمي خواهم بوي متعفن تن هاي از هم پاشيده شده در جبهه هاي جنگ به مشامم بخورد. آن لحظه که فکر مي کنم بايد کُشت از خودم بيزار مي شوم. يک آدم را بايد کُشت. مادرش را به عزايش نشاند. قاتل ام؛ در ذهنم قاتل ام. نه! گلوله نمي خواهم، که بر تن کسي بنشانم. پيام آور آزادي ام؛ و نه فرشته مرگ. نامم آزادي خواه است. آمده ام که روح بر تن خسته ي انسانهاي رنج ديده بدمم. آمده ام تا اميد در چشمان مردم کشورم خانه کند. آمده ام تا لبخند بر لبان مادرها شکفته شود. آمده ام تا بگويم: جنايت بس است! شکنجه بس است.

 

 

ماهنامه بلوچستان اينفو شماره 8

شنبه بيست و هفتم خرداد ۱۳۸۵ برابر با هفدهم ژوئن ۲۰۰۶

 

مقدمه

سخني با جوانان بلوچ

درباره‌ی ما

اخبار

افزايش اعدامها در بلوچستان

سانحه رانندگي درمسيرجاده كمربندي ايرانشهر

شکايت امير هراتی از سايت انتخاب و هفته‌نامه صبح زاهدان

كشتن سه جوان بلوچ به دست پليد نيروهاي انتظامي در منطقه جلگه چاه هاشم

مقالات

سیستان و بلوچستان:

 سرزمین محرومیت و مقاومت!

 

پاکستان ، دشمن آشتی ناپذير افغانستان

تـجــــزيـه طـــلـب! کـيــــــسـت ؟

 

آزادي از ديدگاه اوشو

 

گزارشات ويژه

بی حرمتی  و توهين تا  کي؟

وضع آوارگان بلوچ حاشيه كرج

کنفرانس بلوچستان در لندن برگزار شد

نشريه جينز: ريشه نا آراميها در بلوچستان ايران

دیدار اعضاء جنبش ملی بلوچستان ـ ایـران  با رئیس کمیته امور خارجی پارلمان بریتانیا

 

سياست

کشتار مردم بی دفاع بلوچ را باید محکوم کرد

جـغــرافــیـا

بمپور در گذر زمان

 

نامه‌ي شما

ایمیل دریافتی از خراسان

اينجا ديار دموكراسي است

هيچ حيواني به حيواني نميدارد روا انچه اين نامردمان با جان انسان ميكنند

 

فراخوان ادبي

بلوچي وب تاک4

مراسم پاسداشت روز فرهنگ وهنر بلوچستان در زاهدان انجام شد

بیانیه عبدالمالک بلوچ رهبر مبارزات بلوچستان خطاب به ملت ایران واقوام تحت ستم درایران

سازمان جندالله ايران به اطلاع مردم ستمديده بلوچ و ايران مي رساند

نقد و نظر


 نقدی بر:  ديدگاه حزب مردم درباره پرچم ملی بلوچستان

ديدگاه حزب مردم در باره پرچم ملى بلوچستان

مصاحبه ها

مصاحبه دکتر غلامرضا حسين‌بر با راديو اسراييل

راديو برابری :گفتگو با جمشید امیری از جبهه متحد

مصاحبه دکتر تاج محمد بریسیگ با رادیو صدای شما در مورد حوادث اخير در بلوچستان

گپ گون واجه عبدالمالک ريگي بلوچ رهبر سازمان جندالله مه راديو بلوچي اف ام

مصاحبه دكتر سعيد شه بخش سخنگوي سازمان جندالله با راديو صداي ايران

رادیو پژواک: گفتگو با ناصر بلیده ای سخنگوی حزب مردم بلوچستان پیرامون اوضاع بلوچستان

 

 

 

 

 

balochistan_world@hotmail.com                                        تماس با ما     

تمامی حقوق متعلق به سايت balochistaninfo   می‌باشد

Copyright  balochistaninfo Productions 20004

استفاده از مطالب با ذکر نام سايت بلامانع مي باشد

 

 

 
بلوچستان  اینفو

ماهنامه
فرهنگی
هنری
اجتماعی

سياسي

رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی 2 تن دیگر را در شهر زاهدان بدار آویخت. اتهام آنها "گروگانگیری و آدمربايی" عنوان شده است. طی هفته های اخیر تنها در شهر زاهدان بیش از 15 نفر اعدام شدند

اگرهای خطرناک و اگر سـعادت آمـيـز
اگـر ملاهای جـمهوری اسلامی شرايـطـی را که غـرب مـبـنـی بـر حـل مـسـئله ی اتـمی روی ميز رژيم تهران گـذاشتـه اند بـپـذيرند، غـرب در يکـزمان و يکـجا خود را به ملل دربند "ايران" چون گـذشـته تحـمـيـل کرده است ( راهی که معمر قذافی رفت). از طرفی رژيم ملاها آن ذره اعتباری که نزد برخی پارسها دارد، همـزمان از دست داده و مبارزه با به اصطلاح استکبار جهانی اش دروغ مـيـشود. اگـر ملاها و غرب بـسان ماههای اخير مذاکرات مذکور را به شکلی طولانی تر کنند، فـقـط چـنـد صـباحی در کنار زور، تهاجم و ديگر تـبـلـيـغات فريـبـنـده توانـسـته اند به عمر اين رژيم بـيافـزايـنـد
اگـر رژيم ملاها زمـيـنه را برای حـمـله ی آمريکا و غرب فـراهـم کـنـد، در ايـنـصـورت چـنـد برابر به سود غرب خواهـد بـود. زيـرا  آمـريکا و هـمـپـيـمانانـش غـرامـتـهـای چـنـدين مـيـلـيارد دلاری را پـس از سـقـوط دادن رژيـم ملاها از ملل بيچاره ای که  به زور در "ايران" گنجانيده شده اند بازپس خواهد گـرفت و سـيـلی از کـمـپانـيهـايـش را در آن ملل و يا در "ايران" سـرازير کرده و بـرای هـمـيـشـه اسکان خواهد داد تا مردم آن ملل را از پـيـشرفت و خودکـفـائی بدور دارند
 
اگــر رژيـم و مـردم پارس به اشـغـالـگـری بر ملل آزاديـخواه پايان دهـنـد، نه تـنـها دوستی را به مـيان خود آورده اند، بـلـکه در کـنـار دوسـتی به پـيـشـرفت، خودکـفـائی و سـعـادت نـيز دسـت مـيـابـنـد
 
الـس پـهـره ای

 

قابل توجه شهروندان زاهدانی  :

انجمن جوانان صدای عدالت برگزار می کند:

۱-کلاس های آموزش دوره های مختلف کامپيوتر به صورت تقريبا رايگان ( در پايان هر ترم گواهی نامه معتبر از مرکز فن آوری اطلاعات زاهدان اعطاء می گردد).

۲- کلاسهای آموزش زبان بلوچی ( در پايان هر دوره تائيديه اتمام دوره داده می شود)

۳- :کلاس های آموزش زبان انگليسی با همکاری موسسه esl  برگزار می گردد.( جهت کسب اطلاعات بيشتر در رابطه با کلاسهای فوق با تلفن تماس :۳۲۱۱۳۰۱-۰۵۴۱ دفتر مرکزی انجمن جوانان صدای عدالت تماس حاصل نمائيد و همچنين برای کسب اطلاع بيشتر از چگونگی آموزش کلاسهای زبان به سايت :

www.eslmarami.com   مراجعه نمائيد )

 

سکولاريسم آری، دموکراسی آری, آزادی انديشه آری ,آزادی سخن گفتن آری ,آزادی رای دادن آری ,آزادی دين و مذهب آری ,آزادی انتخاب آری ,آزادی لباس پوشيدن آری ,نژاد پرستی خیر

فرياد

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو مي دوم گريان
در لهيب آتش پر دود
وز ميان خنده هايم تلخ
و خروش گريه ام ناشاد
از دورن خسته ي سوزان
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي بي رحم
همچنان مي سوزد اين آتش
نقشهايي را كه من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و ديوار
در شب رسواي بي ساحل
واي بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هايي را كه پروردم به دشواري
در دهان گود گلدانها
روزهاي سخت بيماري
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذيانه خنده هاي فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه اين مشبك شب
من به هر سو مي دوم ، گريان
گريان ازين بيداد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

واي بر من ، همچنان مي سوزد اين آتش
آنچه دارم يادگار و دفتر و ديوان
و آنچه دارد منظر و ايوان
من به دستان پر از تاول
اين طرف را مي كنم خاموش
وز لهيب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخيزد ، به گردش دود
تا سحرگاهان ، كه مي داند كه بود من شود نابود
خفته اند اين مهربان همسايگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاكستر
واي ، آيا هيچ سر بر مي كنند از خواب
مهربان همسايگانم از پي امداد ؟
سوزدم اين آتش بيدادگر بنياد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد ...

مهدی اخوان ثالث